| زمان گذشته | overshadowed |
| قسمت سوم فعل | overshadowed |
| صفت یا فعل حال استمراری | overshadowing |
| شکل سوم شخص مفرد | overshadows |
| جمع | overshadows |
Heavy clouds overshadowed the mountain.
ابرهای تیره، کوه را تحتالشعاع قرار دادند.
His disappearance overshadowed the family.
ناپدید شدنش سایه ای بر سر خانواده انداخت.
an enormous oak tree stood overshadowing the cottage.
یک درخت بلوط بسیار بزرگ بالای کلبه سایه انداخته بود.
it is easy to let this feeling of tragedy overshadow his story.
آسان است که اجازه دهید این احساس تراژدی داستان او را تحتالشعاع قرار دهد.
He overshadowed all his comrades.
او بر همه یارانش غلبه کرد.
Mary was sometimes overshadowed by the more talkative members of the family.
مری گاهی اوقات تحت تاثیر اعضای خانواده با صحبت های بیشتر قرار می گرفت.
his competitive nature often overshadows the other qualities.
طبیعت رقابتی او اغلب سایر ویژگی ها را تحت الشعاع قرار می دهد.
he was always overshadowed by his brilliant elder brother.
او همیشه تحت تاثیر برادر بزرگتر با استعدادش بود.
Quiet, roomy cabin and off-road adeptness overshadowed by cumbersome curb weight, soft suspenders, and a tacky dash.
کابین آرام و جادار و مهارت در رانندگی در خارج از جاده تحت الشعاع وزن سنگین دست و پا گیر، سیستم تعلیق نرم و داشبورد زننده قرار گرفته است.
And over it were the cherubims of glory overshadowing the propitiatory: of which it is not needful to speak now particularly.
و بالای آن، چرویمهای شکوه بودند که در حال پوشاندن کفاره بودند: در مورد آنها نیازی به صحبت خاص در حال حاضر نیست.
Heavy clouds overshadowed the mountain.
ابرهای تیره، کوه را تحتالشعاع قرار دادند.
His disappearance overshadowed the family.
ناپدید شدنش سایه ای بر سر خانواده انداخت.
an enormous oak tree stood overshadowing the cottage.
یک درخت بلوط بسیار بزرگ بالای کلبه سایه انداخته بود.
it is easy to let this feeling of tragedy overshadow his story.
آسان است که اجازه دهید این احساس تراژدی داستان او را تحتالشعاع قرار دهد.
He overshadowed all his comrades.
او بر همه یارانش غلبه کرد.
Mary was sometimes overshadowed by the more talkative members of the family.
مری گاهی اوقات تحت تاثیر اعضای خانواده با صحبت های بیشتر قرار می گرفت.
his competitive nature often overshadows the other qualities.
طبیعت رقابتی او اغلب سایر ویژگی ها را تحت الشعاع قرار می دهد.
he was always overshadowed by his brilliant elder brother.
او همیشه تحت تاثیر برادر بزرگتر با استعدادش بود.
Quiet, roomy cabin and off-road adeptness overshadowed by cumbersome curb weight, soft suspenders, and a tacky dash.
کابین آرام و جادار و مهارت در رانندگی در خارج از جاده تحت الشعاع وزن سنگین دست و پا گیر، سیستم تعلیق نرم و داشبورد زننده قرار گرفته است.
And over it were the cherubims of glory overshadowing the propitiatory: of which it is not needful to speak now particularly.
و بالای آن، چرویمهای شکوه بودند که در حال پوشاندن کفاره بودند: در مورد آنها نیازی به صحبت خاص در حال حاضر نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید