pilfered

[ایالات متحده]/ˈpɪlfəd/
[بریتانیا]/ˈpɪlfərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را دزدیده بودن، معمولاً با ارزش کم؛ دزدیده بودن؛ سرقت ادبی کرده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

pilfered goods

کالا‌های به سرقت رفته

pilfered items

وسایل به سرقت رفته

pilfered funds

پول‌های به سرقت رفته

pilfered assets

دارایی‌های به سرقت رفته

pilfered documents

اسناد به سرقت رفته

pilfered merchandise

کالاهای تجاری به سرقت رفته

pilfered treasures

گنج‌های به سرقت رفته

pilfered secrets

رازهای به سرقت رفته

pilfered data

اطلاعات به سرقت رفته

pilfered supplies

تدارکات به سرقت رفته

جملات نمونه

the thief pilfered valuable items from the store.

سارق اقلام با ارزش را از مغازه دزدید.

she pilfered cookies from the jar when no one was looking.

او وقتی کسی نگاه نمی‌کرد، کوکی‌ها را از پارچ دزدید.

he was caught pilfering supplies from the office.

او در حال دزدیدن لوازم التحریر از دفتر دیده شد.

the children pilfered candy from the halloween stash.

بچه‌ها آب‌نبات را از انباری هالووین دزدیدند.

they discovered that someone had pilfered funds from the charity.

آنها متوجه شدند که کسی پول‌هایی را از خیریه دزدیده است.

he pilfered a few dollars from his brother's wallet.

او چند دلار از کیف پول برادرش دزدید.

during the investigation, it was revealed that he had pilfered office supplies.

در طول تحقیقات مشخص شد که او لوازم التحریر را دزدیده است.

the artist was accused of having pilfered ideas from other creators.

هنرمند به سرقت بردن ایده‌ها از سایر سازندگان متهم شد.

she pilfered some time from her busy schedule to help a friend.

او مقداری از وقت خود را از برنامه شلوغش برای کمک به یک دوست دزدید.

he pilfered knowledge from various sources to write his book.

او دانش را از منابع مختلف برای نوشتن کتاب خود به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید