robbed bank
سرقت از بانک
robbed blind
دزدی از مغازه
robbed again
دوباره دزدی کرد
robbed store
سرقت از مغازه
robbed victim
دزدی از قربانی
robbed house
سرقت از خانه
robbed crew
گروه دزد
robbed tourists
دزدی از گردشگران
robbed man
دزدی از مرد
robbed night
شب دزدی
he was robbed at gunpoint last night.
او شب گذشته به زور اسلحه مورد سرقت قرار گرفت.
the bank was robbed during the day.
بانک در طول روز مورد سرقت قرار گرفت.
she felt robbed of her childhood.
او احساس میکرد دوران کودکیاش از او گرفته شده است.
they robbed the old man of his savings.
آنها تمام پس اندازهای مرد پیر را از او گرفتند.
he was robbed of his dignity.
او از وقار و عزت نفسش محروم شد.
many people were robbed during the festival.
در طول جشنواره، افراد زیادی مورد سرقت قرار گرفتند.
the thieves were caught after they robbed the store.
سارقان پس از سرقت از مغازه دستگیر شدند.
she felt like she had been robbed of her chance.
او احساس میکرد که فرصتش را از دست داده است.
they planned to rob a jewelry store.
آنها قصد داشتند یک مغازه جواهرات را سرقت کنند.
robbed of sleep, he struggled to concentrate.
محروم از خواب، او برای تمرکز تلاش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید