robbed

[ایالات متحده]/rɒbd/
[بریتانیا]/rɑːbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و participle گذشته rob؛ به طور غیرقانونی ضبط کردن؛ غارت کردن؛ محروم کردن از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

robbed bank

سرقت از بانک

robbed blind

دزدی از مغازه

robbed again

دوباره دزدی کرد

robbed store

سرقت از مغازه

robbed victim

دزدی از قربانی

robbed house

سرقت از خانه

robbed crew

گروه دزد

robbed tourists

دزدی از گردشگران

robbed man

دزدی از مرد

robbed night

شب دزدی

جملات نمونه

he was robbed at gunpoint last night.

او شب گذشته به زور اسلحه مورد سرقت قرار گرفت.

the bank was robbed during the day.

بانک در طول روز مورد سرقت قرار گرفت.

she felt robbed of her childhood.

او احساس می‌کرد دوران کودکی‌اش از او گرفته شده است.

they robbed the old man of his savings.

آنها تمام پس اندازهای مرد پیر را از او گرفتند.

he was robbed of his dignity.

او از وقار و عزت نفسش محروم شد.

many people were robbed during the festival.

در طول جشنواره، افراد زیادی مورد سرقت قرار گرفتند.

the thieves were caught after they robbed the store.

سارقان پس از سرقت از مغازه دستگیر شدند.

she felt like she had been robbed of her chance.

او احساس می‌کرد که فرصتش را از دست داده است.

they planned to rob a jewelry store.

آنها قصد داشتند یک مغازه جواهرات را سرقت کنند.

robbed of sleep, he struggled to concentrate.

محروم از خواب، او برای تمرکز تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید