pursue

[ایالات متحده]/pəˈsjuː/
[بریتانیا]/pərˈsuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. درگیر شدن؛ تعقیب کردن؛ ادامه دادن؛ گرفتار کردن
vi. تعقیب کردن؛ ادامه دادن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریpursuing
زمان گذشتهpursued
شکل سوم شخص مفردpursues
قسمت سوم فعلpursued

عبارات و ترکیب‌ها

pursue a career

دنبال کردن یک شغل

pursue higher education

دنبال کردن آموزش عالی

pursue your dreams

دنبال کردن رویاهای خود باشید

pursue after

دنبال کردن بعد از

جملات نمونه

Let's not pursue this argument.

اجازه ندهیم این بحث را ادامه دهیم.

pursue lofty political goals.

دنبال کردن اهداف سیاسی بلند.

he pursued astronomy as a parergon.

او اخترجویی را به عنوان یک کار فرعی دنبال کرد.

the officer pursued the van.

افسر ون را تعقیب کرد.

the council decided not to pursue an appeal.

شورای شهر تصمیم گرفت که از تجدیدنظرخواهی صرف نظر نکند.

Souma san: Not to pursue perfection unnecessarily.

Souma san: از تعقیب بی‌مورد کمال خودداری کنید.

a fox that was pursued by hounds.

روباشی که توسط سگ‌های شکاری تعقیب می‌شد.

a ship that pursued the southern course.

یک کشتی که مسیر جنوبی را دنبال کرد.

Bad luck pursued us.

شانس بد ما را تعقیب کرد.

The policemen pursued the bank robbers.

پلیس‌ Officers دزدان بانک را تعقیب کردند.

He began to pursue an easy and comfortable life.

او شروع به دنبال کردن یک زندگی آسان و راحت کرد.

The travellers were pursued by panhandlers.

مسافران توسط گدایان تعقیب شدند.

He prudently pursued his plan.

او با دقت و احتیاط طرح خود را دنبال کرد.

He is desperate to pursue his vocation as an artist.

او برای دنبال کردن حرفه خود به عنوان یک هنرمند بسیار مصمم است.

research students pursue a specific aspect of a subject in depth.

دانشجویان تحقیق یک جنبه خاص از یک موضوع را به طور عمیق دنبال می‌کنند.

it is now clear that we should not pursue this policy.

اکنون واضح است که ما نباید این سیاست را دنبال کنیم.

Sophie was being pursued by a number of men.

سوفی توسط تعدادی از مردان تعقیب می‌شد.

the road pursued a straight course over the scrubland.

جاده مسیری مستقیم را در سراسر زمین‌های خشک دنبال کرد.

Andrew was determined to pursue a computer career.

اندرو مصمم بود که یک شغل کامپیوتری را دنبال کند.

we shall not pursue the matter any further.

ما این موضوع را بیشتر دنبال نخواهیم کرد.

نمونه‌های واقعی

The more we progress the more we pursue.

هرچه بیشتر پیشرفت می‌کنیم، بیشتر به دنبال آن هستیم.

منبع: 2020 Celebrity College Graduation Speech

I pursue science for the intrinsic joy of discovery.

من به دلیل لذت ذاتی کشف، به دنبال علم هستم.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 9

The police are now pursuing the escaped prisoner.

پلیس اکنون متهم فراری را تعقیب می‌کند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

People who are now pursuing professions.

افرادی که اکنون به دنبال شغل هستند.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

C) To offer them a platform to pursue advanced degrees.

ج) ارائه بستری برای ادامه تحصیلات عالی.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

And I am really not sure how to pursue it.

و من واقعاً نمی‌دانم چگونه آن را دنبال کنم.

منبع: Arrow Season 1

I will not look for you.I will not pursue you.

من دنبالت نمی‌گردم. من دنبالت نمی‌کنم.

منبع: The Ellen Show

How, exactly, are you pursuing that?

دقیقاً چگونه در حال دنبال کردن آن هستید؟

منبع: Friends Season 3

Why should we even have to decide whether to pursue truth?

چرا حتی باید تصمیم بگیریم که آیا حقیقت را دنبال کنیم یا نه؟

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

But according to Bast, he was not pursuing accolades rather the excitement of taunting death.

اما به گفته باست، او به دنبال افتخارات نبود، بلکه هیجان مسخره کردن مرگ بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید