chase

[ایالات متحده]/tʃeɪs/
[بریتانیا]/tʃeɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیگیری؛ تلاش برای گرفتن
vi. دنباله‌روی؛ تلاش برای رسیدن به
n. پیگیری؛ عمل دنبال کردن برای رسیدن یا پیشی گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

chase after

تعقیب کردن

chase down

تعقیب کردن

chase away

دور کردن

chase dreams

پیگیری رویاها

chase a goal

پیگیری یک هدف

chase a thief

تعقیب یک دزد

jpmorgan chase

جی پی مورگان چیس

chase the dragon

چیس کردن اژدها

chase off

دور کردن

car chase

تعقیب و گریز با ماشین

in chase of

در حال تعقیب

wild goose chase

تعقیب بی حاصل

chase up

پیگیری

chase bank

بانک چیس

jpmorgan chase bank

بانک جی پی مورگان چیس

جملات نمونه

a wacky chase movie.

یک فیلم تعقیب دیوانه‌وار

the chase for the quarrel on a crossbow.

تعقیب برای بحث در مورد تیرکمان

She ran in chase of the pram.

او در تعقیب کالسکه دوچرخه دوید.

he chased down the motorway.

او در بزرگراه تعقیب کرد.

The chase scene is the high point of the film.

صحنه تعقیب اوج فیلم است.

a richly chased plate

یک بشقاب با طرح حکاکی شده غنی

We gave chase along the footpath.

ما در امتداد پیاده‌رو تعقیب کردیم.

The boy chased the dog.

پسر سگ را تعقیب کرد.

There was a long chase before the criminal was caught.

قبل از اینکه جنایتکار دستگیر شود، تعقیب طولانی وجود داشت.

chased the dog away.

سگ را دور کرد.

Police gave chase to the speeding car.

پلیس به ماشین در حال حرکت تعقیب کرد.

police chased the stolen car through the city.

پلیس ماشین دزدیده شده را در سراسر شهر تعقیب کرد.

she chased him out of the house.

او را از خانه بیرون راند.

the company employs people to chase up debts.

شرکت افرادی را استخدام می‌کند تا طلب‌ها را پیگیری کند.

a miniature container with a delicately chased floral design.

یک ظرف کوچک با طرح گل حکاکی شده ظریف.

so, Sandro, off to chase some skirt?.

پس، ساندرو، به دنبال دامن؟

chased the thieves but lost them.

سارقان را تعقیب کرد اما آنها را گم کرد.

نمونه‌های واقعی

There was a chase after the attack.

بعد از حمله تعقیبی وجود داشت.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Oh, great. Now she's chasing squirrels. Lily!

اوه، عالی. حالا او در حال تعقیب سنجاب‌هاست. لیلی!

منبع: Modern Family - Season 03

People often chase just one optimum temperature.

افراد اغلب فقط یک دمای بهینه را تعقیب می‌کنند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

They had horses and rabbits that he could chase.

آنها اسب و خرگوشی داشتند که او می‌توانست تعقیب کند.

منبع: Friends (Video Version) Season 1

But the police were now chasing me.

اما پلیس الان داشت من را تعقیب می‌کرد.

منبع: Thirty-nine Steps (Difficulty Level 4)

But Carhartt didn't chase after this consumer.

اما کارhartت به دنبال این مصرف کننده نبود.

منبع: Wall Street Journal

It's a moment Jason's been chasing for years.

این لحظه‌ای است که جیسون سال‌هاست آن را دنبال می‌کند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

I just hope she doesn't chase herself.

امیدوارم او خودش را تعقیب نکند.

منبع: Modern Family Season 6

We're going on a gargantuan goose chase.

ما داریم به یک تعقیب گوزنی غول پیکر می‌پردازیم.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American July 2023 Collection

Thanks for sending me on a wild goose chase, by the way.

راستی، ممنون که من را به یک تعقیب گوزنی دیوانه فرستادی.

منبع: Lost Girl Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید