rebelliously

[ایالات متحده]/rɪˈbɛlɪəsli/
[بریتانیا]/rɪˈbɛlɪəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای شورشی؛ به روشی دشوار برای کنترل

عبارات و ترکیب‌ها

rebelliously bold

جسورانه و جسور

rebelliously free

آزاد و سرکش

rebelliously loud

بلند و سرکش

rebelliously unique

منحصر به فرد و سرکش

rebelliously creative

خلاق و سرکش

rebelliously different

متفاوت و سرکش

rebelliously strong

قوی و سرکش

rebelliously fierce

خشمگین و سرکش

rebelliously wild

وحشی و سرکش

rebelliously stylish

شیک و سرکش

جملات نمونه

she spoke rebelliously against the strict rules of the school.

او با بی‌اعتنایی و سرسختی با قوانین سختگیرانه مدرسه صحبت کرد.

the teenager dressed rebelliously, ignoring her parents' advice.

آن نوجوان به طور بی‌اعتنا به نصیحت والدینش، به روشی نافیض لباس پوشید.

he rebelliously challenged the authority of his boss.

او با نافرمان‌بودن، اقتدار رئیس خود را به چالش کشید.

they laughed rebelliously at the outdated traditions.

آنها با بی‌اعتنایی و تمسخر، به سنت‌های قدیمی خندیدند.

she wrote rebelliously in her diary about her dreams.

او با نافرمان‌بودن، در دفتر خاطرات خود درباره رویاهایش نوشت.

the group rebelliously protested against the new law.

آن گروه با نافرمان‌بودن، علیه قانون جدید اعتراض کردند.

he rebelliously ignored the warnings from his friends.

او با بی‌اعتنایی و نافرمان‌بودن، هشدارهای دوستانش را نادیده گرفت.

she rebelliously danced to the music, carefree and wild.

او با بی‌اعتنایی و سرسختی به موسیقی رقصید، بی‌خیال و دیوانه.

the child rebelliously refused to follow the rules.

آن کودک با نافرمان‌بودن، از پیروی از قوانین امتناع کرد.

he rebelliously expressed his opinions during the meeting.

او با نافرمان‌بودن، نظرات خود را در طول جلسه بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید