receptacle

[ایالات متحده]/rɪ'septək(ə)l/
[بریتانیا]/rɪ'sɛptəkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف; جایی برای قرار دادن اشیاء
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

waste receptacle

ظرف زباله

storage receptacle

ظرف نگهداری

electric receptacle

شمع الکتریکی

receptacle for keys

جا کلید

flower receptacle

ریزه‌گل

جملات نمونه

A liquid filters through a strainer,into the receptacle beneath.

یک مایع از طریق صافی به ظرف زیرین عبور می کند.

An elongation or enlargement of the receptacle, as in the flowers of the Boraginaceae.

یک طولانی شدن یا بزرگنمایی گیرنده، مانند در گل‌های خانواده بوراژین.

of the rear window defogger switch receptacle on the back of the accessory switch bezel and pull the switch out of the bezel.

از محفظه سوئیچ بخاری شیشه عقب در پشت قاب سوئیچ جانبی و بیرون کشیدن سوئیچ از قاب.

A slender prolongation of the receptacle between the carpels as a central axis, as in the fruits of some members of the Umbelliferae (Apiaceae) and the Geraniaceae.

یک پروژکسیون باریک گلدان بین کارپل ها به عنوان یک محور مرکزی، مانند میوه های برخی از اعضای خانواده Umbelliferae (Apiaceae) و Geraniaceae.

Conceptacle A flask-shaped reproductive cavity that develops on the swollen tips (receptacles) of the thalli of certain brown algae;

کانسپتاکل: حفره تولید مثلی به شکل فلاسک که روی نوک های متورم (ریزون ها) ازتالوس برخی از جلبک های قهوه ای ایجاد می شود;

Syconium (syconus) A composite inflorescence or fruit in which the small individual flowers are borne on the inside of a hollow receptacle, as in figs (Ficus).

سی‌کونیوم (سی‌کونوس) یک سنبان یا میوه مرکب است که در آن گل‌های کوچک و منفرد در داخل یک ظرف توخالی قرار دارند، مانند میوه‌های انجیر (Ficus).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید