rejuvenating spa
اسپای احیاکننده
rejuvenating treatment
درمان احیاکننده
rejuvenating sleep
خواب احیاکننده
rejuvenating mask
ماسک احیاکننده
rejuvenating exercise
ورزش احیاکننده
rejuvenating bath
حمام احیاکننده
rejuvenating therapy
درمانهای احیاکننده
rejuvenating routine
برنامه احیاکننده
rejuvenating drink
نوشیدنی احیاکننده
rejuvenating energy
انرژی احیاکننده
the spa offers a rejuvenating experience for all its visitors.
این اسپا تجربهای تجدید حیاتبخش برای همه بازدیدکنندگان ارائه میدهد.
yoga is known for its rejuvenating effects on the body and mind.
یوگا به خاطر اثرات تجدید حیاتبخش آن بر بدن و ذهن شناخته شده است.
after a long week, a weekend getaway can be quite rejuvenating.
بعد از یک هفته طولانی، یک سفر آخر هفته میتواند بسیار تجدید حیاتبخش باشد.
she found the retreat to be a rejuvenating escape from daily life.
او متوجه شد که این اقامتگاه یک فرار تجدید حیاتبخش از زندگی روزمره است.
rejuvenating treatments help to restore youthful skin.
درمانهای تجدید حیاتبخش به بازگرداندن پوست جوان کمک میکنند.
many people seek rejuvenating activities during their vacations.
بسیاری از مردم به دنبال فعالیتهای تجدید حیاتبخش در طول تعطیلات خود هستند.
walking in nature is a rejuvenating experience for the soul.
پیادهروی در طبیعت تجربهای تجدید حیاتبخش برای روح است.
rejuvenating your mind can be as simple as meditating for a few minutes.
تجدید حیات ذهن شما میتواند به سادگی مدیتیشن کردن برای چند دقیقه باشد.
she uses essential oils for their rejuvenating properties.
او از روغنهای ضروری به دلیل خواص تجدید حیاتبخش آنها استفاده میکند.
a good night's sleep is essential for rejuvenating the body.
خوابیدن خوب برای تجدید حیات بدن ضروری است.
rejuvenating spa
اسپای احیاکننده
rejuvenating treatment
درمان احیاکننده
rejuvenating sleep
خواب احیاکننده
rejuvenating mask
ماسک احیاکننده
rejuvenating exercise
ورزش احیاکننده
rejuvenating bath
حمام احیاکننده
rejuvenating therapy
درمانهای احیاکننده
rejuvenating routine
برنامه احیاکننده
rejuvenating drink
نوشیدنی احیاکننده
rejuvenating energy
انرژی احیاکننده
the spa offers a rejuvenating experience for all its visitors.
این اسپا تجربهای تجدید حیاتبخش برای همه بازدیدکنندگان ارائه میدهد.
yoga is known for its rejuvenating effects on the body and mind.
یوگا به خاطر اثرات تجدید حیاتبخش آن بر بدن و ذهن شناخته شده است.
after a long week, a weekend getaway can be quite rejuvenating.
بعد از یک هفته طولانی، یک سفر آخر هفته میتواند بسیار تجدید حیاتبخش باشد.
she found the retreat to be a rejuvenating escape from daily life.
او متوجه شد که این اقامتگاه یک فرار تجدید حیاتبخش از زندگی روزمره است.
rejuvenating treatments help to restore youthful skin.
درمانهای تجدید حیاتبخش به بازگرداندن پوست جوان کمک میکنند.
many people seek rejuvenating activities during their vacations.
بسیاری از مردم به دنبال فعالیتهای تجدید حیاتبخش در طول تعطیلات خود هستند.
walking in nature is a rejuvenating experience for the soul.
پیادهروی در طبیعت تجربهای تجدید حیاتبخش برای روح است.
rejuvenating your mind can be as simple as meditating for a few minutes.
تجدید حیات ذهن شما میتواند به سادگی مدیتیشن کردن برای چند دقیقه باشد.
she uses essential oils for their rejuvenating properties.
او از روغنهای ضروری به دلیل خواص تجدید حیاتبخش آنها استفاده میکند.
a good night's sleep is essential for rejuvenating the body.
خوابیدن خوب برای تجدید حیات بدن ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید