remonstrated

[ایالات متحده]/rɪˈmɒnstreɪtɪd/
[بریتانیا]/rɪˈmɑːnstreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی اعتراض یا شکایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he remonstrated strongly

او به شدت اعتراض کرد

they remonstrated against

آنها با آن مخالفت کردند

she remonstrated quietly

او به آرامی اعتراض کرد

the group remonstrated

گروه اعتراض کرد

we remonstrated firmly

ما به طور قاطعانه اعتراض کردیم

he remonstrated politely

او مودبانه اعتراض کرد

she remonstrated loudly

او با صدای بلند اعتراض کرد

they remonstrated repeatedly

آنها بارها اعتراض کردند

the citizens remonstrated

شهروندان اعتراض کردند

i remonstrated briefly

من به طور خلاصه اعتراض کردم

جملات نمونه

she remonstrated with him about his reckless behavior.

او در مورد رفتار بی‌پروايش با او بحث کرد.

the teacher remonstrated against the unfair grading system.

معلم با سیستم نمره دهی ناعادلانه مخالفت کرد.

he remonstrated with the manager over the poor working conditions.

او با مدیر در مورد شرایط کاری نامناسب بحث کرد.

the citizens remonstrated peacefully during the protest.

شهروندان به طور مسالمت آمیز در طول اعتراض دست به اعتراض کردند.

she remonstrated that the decision was unfair.

او اعتراض کرد که تصمیم ناعادلانه بود.

they remonstrated with the authorities about the lack of safety measures.

آنها با مقامات در مورد فقدان اقدامات ایمنی اعتراض کردند.

he remonstrated loudly, demanding immediate action.

او با صدای بلند اعتراض کرد و خواستار اقدام فوری شد.

the lawyer remonstrated with the court regarding the evidence.

وکیل با دادگاه در مورد مدارک بحث کرد.

she remonstrated with her friend for being late.

او با دوستش به دلیل دیر رسیدن بحث کرد.

the committee remonstrated against the proposed changes.

کمیته با تغییرات پیشنهادی مخالفت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید