renegade

[ایالات متحده]/ˈrenɪɡeɪd/
[بریتانیا]/ˈrenɪɡeɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خائن، خیانتکار.
Word Forms
جمعrenegades

جملات نمونه

The renegade is the first cousin to a rattlesnake.

یک خائن، پسر عموی یک مارمولک خط‌خطی است.

I'm a renegade, a turncoat, a Scalawag.

من یک خائن، یک خائن و یک فرصت‌طلب هستم.

Johnson had renegaded from the Confederacy.

جانسون از کنفدراسیون جدا شده بود.

If the renegade clique of that country were in power,it would have meant serious disaster for the people.

اگر آن گروه خائن در آن کشور قدرت را به دست می‌گرفت، به معنای فاجعه‌ای جدی برای مردم بود.

When he was doing underground work, he was arrested because a renegade informed against him.

وقتی مشغول کار زیرزمینی بود، به دلیل اطلاع‌رسانی یک خائن دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید