riverbank

[ایالات متحده]/'rɪvəbæŋk/
[بریتانیا]/'rɪvɚbæŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمینی که در کنار یک رودخانه قرار دارد و در یک سمت رودخانه واقع شده است.
Word Forms

جملات نمونه

riverbank weeds; a riverbank cottage.

خزه ها و علف های کنار رودخانه؛ یک کلبه کنار رودخانه.

the riverbanks were abundant in beautiful wild plants.

حاشیه رودخانه با گیاهان وحشی زیبا فراوان بود.

a riverbank swarming with insects.See Synonyms at teem 1

کناره رودخانه ای که با حشرات پر شده است.برای مترادف ها به teem 1 مراجعه کنید.

Uses:The product is widely used for protection and partition in such fields as grassland,meadow,woods,fowlery,husbandry,sportground,virescence land,riverbanks,bridges and reservoirs.

کاربرد: این محصول به طور گسترده برای محافظت و جداسازی در زمین‌های چمنزار، مراتع، جنگل‌ها، دامداری، زمین‌های ورزشی، زمین‌های سبز، حاشیه رودخانه‌ها، پل‌ها و مخازن استفاده می‌شود.

The children played by the riverbank.

کودکان در کنار رودخانه بازی کردند.

We had a picnic on the riverbank.

ما در کنار رودخانه پیک نیک داشتیم.

The fishermen cast their lines from the riverbank.

ماهیتراشان از کنار رودخانه قلاب خود را انداختند.

The joggers ran along the riverbank.

دوچرخه سواران در امتداد کنار رودخانه دویدند.

Birds chirped in the trees by the riverbank.

پرندگان در درختان کنار رودخانه جیک جیک کردند.

The riverbank was covered with colorful wildflowers.

کناره رودخانه با گل های وحشی رنگارنگ پوشیده شده بود.

Couples walked hand in hand along the riverbank.

زوج ها دست در دست در امتداد کنار رودخانه قدم زدند.

The artist painted a beautiful landscape of the riverbank.

هنرمند منظره ای زیبا از کنار رودخانه نقاشی کرد.

The sun set behind the trees on the riverbank.

خورشید پشت درختان کنار رودخانه غروب کرد.

A campfire was lit on the riverbank for the evening.

برای شب آتشگاهی در کنار رودخانه روشن شد.

نمونه‌های واقعی

One villager told county officials to tear down his house to repair the riverbank.

یک روستایی به مقامات شهرستان گفت که برای تعمیر حاشیه رودخانه، خانه‌اش را خراب کنند.

منبع: CCTV Observations

Some had completely disappeared from the riverbank.

بعضی‌ها کاملاً از حاشیه رودخانه ناپدید شده بودند.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American December 2022 Compilation

I go jogging along the riverbank every morning.

من هر روز صبح به کنار حاشیه رودخانه می‌دویدم.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

The wildebeests were scrambling safely over the riverbank.

غازها به طور ایمن از روی حاشیه رودخانه بالا می‌رفتند.

منبع: Magic Tree House

Jack looked over the edge of the riverbank.

جک به لبه حاشیه رودخانه نگاه کرد.

منبع: Magic Tree House

She found herself back on the riverbank where our story began.

او خودش را دوباره در حاشیه رودخانه ای یافت که داستان ما از آنجا شروع شد.

منبع: Drama: Alice in Wonderland

After 6 hours of work, the riverbank was repaired.

پس از 6 ساعت کار، حاشیه رودخانه تعمیر شد.

منبع: CCTV Observations

I sat on the riverbank and tried to think.

من روی حاشیه رودخانه نشستم و سعی کردم فکر کنم.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

After a few hours, the riverbank was no longer in sight.

پس از چند ساعت، حاشیه رودخانه دیگر قابل مشاهده نبود.

منبع: Journey to the West

Father used to carry me down by the riverbank on his shoulders.

پدرم همیشه من را روی شانه‌هایش به کنار حاشیه رودخانه می‌برد.

منبع: Beethoven lives upstairs from me.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید