riverbed

[ایالات متحده]/'rɪvəbed/
[بریتانیا]/'rɪvɚ,bɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمینی که یک رودخانه در آن جریان دارد، معمولاً با آبی که از آن عبور می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

dry riverbed

بستر خشک رودخانه

rocky riverbed

بستر سنگلاخی رودخانه

muddy riverbed

بستر لجن آلود رودخانه

جملات نمونه

The riverbed was dry due to the lack of rain.

بستر رودخانه به دلیل نبود باران خشک بود.

Fish can often be found in the riverbed.

ماهی‌ها اغلب می‌توانند در بستر رودخانه یافت شوند.

The riverbed was covered in smooth pebbles.

بستر رودخانه با سنگ‌های صاف پوشیده شده بود.

The riverbed was carved out by years of flowing water.

بستر رودخانه در طول سال‌ها توسط آب‌های جاری ایجاد شده بود.

Plants can thrive along the riverbed.

گیاهان می‌توانند در امتداد بستر رودخانه رشد کنند.

Exploring the riverbed revealed hidden treasures.

کاوش در بستر رودخانه گنج‌های پنهان را آشکار کرد.

The riverbed provides a habitat for various aquatic species.

بستر رودخانه زیستگاه گونه‌های مختلف آبزی را فراهم می‌کند.

The archaeologists discovered ancient artifacts in the riverbed.

باستان‌شناسان مصنوعات باستانی را در بستر رودخانه کشف کردند.

The riverbed was eroded by the strong currents.

بستر رودخانه توسط جریان‌های قوی فرسایش یافته بود.

Children love to play in the shallow riverbed.

کودکان عاشق بازی در بستر رودخانه کم‌عمق هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید