roughed

[ایالات متحده]/rʌft/
[بریتانیا]/rʌft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته rough; زندگی سختی گذراندن; عبور از یک دوره سخت; رفتار خشن در ورزش (اغلب با up استفاده می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

roughed up

زبر شده

roughed out

زبر بیرون

roughed in

زبر داخل

roughed edges

لبه های زبر

roughed surface

سطح زبر

roughed terrain

زمین زبر

roughed appearance

ظاهر زبر

roughed draft

طرح اولیه زبر

roughed plan

برنامه زبر

roughed features

ویژگی های زبر

جملات نمونه

he roughed it in the wilderness for a week.

او یک هفته را در طبیعت وحشی تحمل کرد.

they roughed out a plan before the meeting.

آنها قبل از جلسه طرحی کلی ترسیم کردند.

the artist roughed in the sketch quickly.

هنرمند به سرعت طرح اولیه را ترسیم کرد.

she roughed up the old furniture for a rustic look.

او برای ایجاد ظاهری روستایی، مبلمان قدیمی را زبر کرد.

he roughed it through the storm without any supplies.

او بدون هیچ وسیله‌ای طوفان را تحمل کرد.

the team roughed out the details of the project.

تیم جزئیات پروژه را به طور کلی ترسیم کرد.

she roughed him up for information.

او برای کسب اطلاعات او را زبر کرد.

they roughed it during their camping trip.

آنها در طول سفر کمپینگ خود آن را تحمل کردند.

the boxer roughed his opponent in the ring.

بوکسور حریف خود را در رینگ زبر کرد.

he roughed in a few lines of code for the program.

او چند خط کد را برای برنامه ترسیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید