satchel

[ایالات متحده]/'sætʃ(ə)l/
[بریتانیا]/'sætʃəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کوله پشتی کوچک; کیسه کتاب.
Word Forms
جمعsatchels

عبارات و ترکیب‌ها

leather satchel

کیف چرمی

canvas satchel

کیف بوم

school satchel

کیف مدرسه

crossbody satchel

کیف رودوشی

vintage satchel

کیف قدیمی

جملات نمونه

Prada nut deerskin 'Animalier' large satchel Perk up your wardrobe with a dash of signature style by donning uniquely crafted accessories from Prada.

کیف بزرگ پرادا 'Animalier' از چرم دِرِس‌کین نات. ظاهر کمد لباس خود را با یک لمس از سبک منحصر به فرد و دست‌ساز پرادا جلوه‌دار کنید.

She carried her books in a satchel.

او کتاب‌هایش را در یک کیف دستی حمل کرد.

The satchel was filled with art supplies.

کیف دستی پر از لوازم هنری بود.

He slung the satchel over his shoulder.

او کیف دستی را بر دوش خود انداخت.

The leather satchel had a vintage look.

کیف دستی چرمی ظاهری قدیمی داشت.

The satchel matched her outfit perfectly.

کیف دستی به طور کامل با لباس او مطابقت داشت.

She reached into her satchel for her phone.

او برای پیدا کردن تلفن همراهش به داخل کیف دستی خود دسترسی پیدا کرد.

The satchel had multiple compartments for organization.

کیف دستی دارای چندین محفظه برای سازماندهی بود.

He always kept his keys in the front pocket of his satchel.

او همیشه کلیدهایش را در جیب جلوی کیف دستی خود نگه می‌داشت.

The satchel had a sturdy strap for carrying heavy items.

کیف دستی دارای یک بند محکم برای حمل اقلام سنگین بود.

She bought a new satchel for the upcoming school year.

او یک کیف دستی جدید برای سال تحصیلی آینده خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید