| جمع | saucepans |
stainless steel saucepan
ماهیتابه استیل ضد زنگ
nonstick saucepan
ماهیتابه نچسب
small saucepan
ماهیتابه کوچک
Heat one tablespoon of oil in a saucepan.
یک قاشق غذاخوری روغن را در یک تابه گرم کنید.
saucepans dangled from a rail.
قابلمه ها از یک ریل آویزان بودند.
She scoured the saucepan with cleanser.
او قابلمه را با پاککننده تمیز کرد.
Just a bit of a mouse’s dropping will spoil a whole saucepan of broth.
فقط کمی فضولات موش می تواند یک قابلمه سوپ را خراب کند.
She placed the saucepan on the stove to heat up the soup.
او قابلمه را روی اجاق گاز قرار داد تا سوپ را گرم کند.
I need a new saucepan for cooking pasta.
من به یک قابلمه جدید برای پختن پاستا نیاز دارم.
The saucepan boiled over and made a mess on the stove.
قابلمه سر رفت و آشفتگی روی اجاق گاز ایجاد کرد.
He stirred the sauce in the saucepan to prevent it from burning.
او سس را در قابلمه هم زد تا از سوختن آن جلوگیری کند.
The recipe calls for a large saucepan to simmer the ingredients.
دستور العمل نیاز به یک قابلمه بزرگ برای پخت آرام اجزا دارد.
She grabbed the handle of the saucepan carefully to avoid burning herself.
او دسته قابلمه را با احتیاط در دست گرفت تا از سوختن خود جلوگیری کند.
The chef used a saucepan to melt chocolate for the dessert.
سرآشپز از یک قابلمه برای ذوب کردن شکلات برای دسر استفاده کرد.
I need to buy a new saucepan because the old one is damaged.
من باید یک قابلمه جدید بخرم چون قابلمه قدیمی آسیب دیده است.
He poured the sauce from the saucepan into a serving dish.
او سس را از قابلمه در یک ظرف سرو ریخت.
The saucepan is too small for this recipe, I need a bigger one.
قابلمه برای این دستور العمل خیلی کوچک است، من به یک قابلمه بزرگتر نیاز دارم.
stainless steel saucepan
ماهیتابه استیل ضد زنگ
nonstick saucepan
ماهیتابه نچسب
small saucepan
ماهیتابه کوچک
Heat one tablespoon of oil in a saucepan.
یک قاشق غذاخوری روغن را در یک تابه گرم کنید.
saucepans dangled from a rail.
قابلمه ها از یک ریل آویزان بودند.
She scoured the saucepan with cleanser.
او قابلمه را با پاککننده تمیز کرد.
Just a bit of a mouse’s dropping will spoil a whole saucepan of broth.
فقط کمی فضولات موش می تواند یک قابلمه سوپ را خراب کند.
She placed the saucepan on the stove to heat up the soup.
او قابلمه را روی اجاق گاز قرار داد تا سوپ را گرم کند.
I need a new saucepan for cooking pasta.
من به یک قابلمه جدید برای پختن پاستا نیاز دارم.
The saucepan boiled over and made a mess on the stove.
قابلمه سر رفت و آشفتگی روی اجاق گاز ایجاد کرد.
He stirred the sauce in the saucepan to prevent it from burning.
او سس را در قابلمه هم زد تا از سوختن آن جلوگیری کند.
The recipe calls for a large saucepan to simmer the ingredients.
دستور العمل نیاز به یک قابلمه بزرگ برای پخت آرام اجزا دارد.
She grabbed the handle of the saucepan carefully to avoid burning herself.
او دسته قابلمه را با احتیاط در دست گرفت تا از سوختن خود جلوگیری کند.
The chef used a saucepan to melt chocolate for the dessert.
سرآشپز از یک قابلمه برای ذوب کردن شکلات برای دسر استفاده کرد.
I need to buy a new saucepan because the old one is damaged.
من باید یک قابلمه جدید بخرم چون قابلمه قدیمی آسیب دیده است.
He poured the sauce from the saucepan into a serving dish.
او سس را از قابلمه در یک ظرف سرو ریخت.
The saucepan is too small for this recipe, I need a bigger one.
قابلمه برای این دستور العمل خیلی کوچک است، من به یک قابلمه بزرگتر نیاز دارم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید