scatterings

[ایالات متحده]/ˈskætərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈskætərɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند پراکنده‌سازی

عبارات و ترکیب‌ها

scatterings of light

پراکندگی نور

scatterings of dust

پراکندگی گرد و غبار

scatterings of stars

پراکندگی ستارگان

scatterings of leaves

پراکندگی برگ‌ها

scatterings of people

پراکندگی مردم

scatterings of colors

پراکندگی رنگ‌ها

scatterings of flowers

پراکندگی گل‌ها

scatterings of snow

پراکندگی برف

scatterings of sound

پراکندگی صدا

scatterings of thoughts

پراکندگی افکار

جملات نمونه

there were scatterings of leaves on the ground.

تشتت برگ‌ها روی زمین وجود داشت.

she noticed scatterings of dust in the sunlight.

او تشتت گرد و غبار را در نور خورشید متوجه شد.

the artist used scatterings of color to create depth.

هنرمند از تشتت رنگ برای ایجاد عمق استفاده کرد.

there were scatterings of stars in the night sky.

تشتت ستاره‌ها در آسمان شب وجود داشت.

he found scatterings of evidence at the crime scene.

او تشتت شواهد را در صحنه جرم پیدا کرد.

scatterings of laughter filled the room.

خنده‌های پراکنده اتاق را پر کرد.

she gathered scatterings of information for her report.

او اطلاعات پراکنده را برای گزارش خود جمع آوری کرد.

there were scatterings of flowers along the path.

تشتت گل‌ها در امتداد مسیر وجود داشت.

scatterings of rain made the streets slippery.

باران‌های پراکنده باعث لغزنده شدن خیابان‌ها شد.

he observed scatterings of people at the festival.

او تشتت مردم را در جشنواره مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید