scratches on surface
خراشها روی سطح
scratches and dents
خراشها و فرورفتگیها
scratches from pets
خراشهای ناشی از حیوانات خانگی
scratches in paint
خراشها در رنگ
scratches on skin
خراشها روی پوست
scratches on furniture
خراشها روی مبلمان
scratches from nails
خراشهای ناشی از ناخن
scratches in glass
خراشها در شیشه
scratches on car
خراشها روی ماشین
the cat left scratches on the furniture.
گربه خراشهایی روی مبلمان ایجاد کرد.
he has scratches on his arms from the bushes.
او خراشهایی روی بازوهایش از بوتهها دارد.
she gently cleans the scratches on her car.
او به آرامی خراشهای ماشین خود را تمیز میکند.
my dog always gets scratches when playing outside.
سگ من همیشه وقتی بیرون بازی میکند خراش میگیرد.
he showed me the scratches on his guitar.
او خراشهای گیتار خود را به من نشان داد.
she tried to hide the scratches on her skin.
او سعی کرد خراشهای روی پوستش را پنهان کند.
the scratches on the wall need to be painted over.
خراشهای روی دیوار باید رنگ شوند.
he apologized for the scratches he made on the table.
او برای خراشهایی که روی میز ایجاد کرد عذرخواهی کرد.
she examined the scratches on her bike after the fall.
او خراشهای دوچرخه خود را پس از سقوط بررسی کرد.
they found scratches on the surface of the painting.
آنها خراشهایی روی سطح نقاشی پیدا کردند.
scratches on surface
خراشها روی سطح
scratches and dents
خراشها و فرورفتگیها
scratches from pets
خراشهای ناشی از حیوانات خانگی
scratches in paint
خراشها در رنگ
scratches on skin
خراشها روی پوست
scratches on furniture
خراشها روی مبلمان
scratches from nails
خراشهای ناشی از ناخن
scratches in glass
خراشها در شیشه
scratches on car
خراشها روی ماشین
the cat left scratches on the furniture.
گربه خراشهایی روی مبلمان ایجاد کرد.
he has scratches on his arms from the bushes.
او خراشهایی روی بازوهایش از بوتهها دارد.
she gently cleans the scratches on her car.
او به آرامی خراشهای ماشین خود را تمیز میکند.
my dog always gets scratches when playing outside.
سگ من همیشه وقتی بیرون بازی میکند خراش میگیرد.
he showed me the scratches on his guitar.
او خراشهای گیتار خود را به من نشان داد.
she tried to hide the scratches on her skin.
او سعی کرد خراشهای روی پوستش را پنهان کند.
the scratches on the wall need to be painted over.
خراشهای روی دیوار باید رنگ شوند.
he apologized for the scratches he made on the table.
او برای خراشهایی که روی میز ایجاد کرد عذرخواهی کرد.
she examined the scratches on her bike after the fall.
او خراشهای دوچرخه خود را پس از سقوط بررسی کرد.
they found scratches on the surface of the painting.
آنها خراشهایی روی سطح نقاشی پیدا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید