scratches

[ایالات متحده]/ˈskrætʃɪz/
[بریتانیا]/ˈskrætʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع خراش؛ علائم ایجاد شده توسط خراشیدن؛ صدایی که توسط خراشیدن تولید می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

scratches on surface

خراش‌ها روی سطح

scratches and dents

خراش‌ها و فرورفتگی‌ها

scratches from pets

خراش‌های ناشی از حیوانات خانگی

scratches in paint

خراش‌ها در رنگ

scratches on skin

خراش‌ها روی پوست

scratches on furniture

خراش‌ها روی مبلمان

scratches from nails

خراش‌های ناشی از ناخن

scratches in glass

خراش‌ها در شیشه

scratches on car

خراش‌ها روی ماشین

جملات نمونه

the cat left scratches on the furniture.

گربه خراش‌هایی روی مبلمان ایجاد کرد.

he has scratches on his arms from the bushes.

او خراش‌هایی روی بازوهایش از بوته‌ها دارد.

she gently cleans the scratches on her car.

او به آرامی خراش‌های ماشین خود را تمیز می‌کند.

my dog always gets scratches when playing outside.

سگ من همیشه وقتی بیرون بازی می‌کند خراش می‌گیرد.

he showed me the scratches on his guitar.

او خراش‌های گیتار خود را به من نشان داد.

she tried to hide the scratches on her skin.

او سعی کرد خراش‌های روی پوستش را پنهان کند.

the scratches on the wall need to be painted over.

خراش‌های روی دیوار باید رنگ شوند.

he apologized for the scratches he made on the table.

او برای خراش‌هایی که روی میز ایجاد کرد عذرخواهی کرد.

she examined the scratches on her bike after the fall.

او خراش‌های دوچرخه خود را پس از سقوط بررسی کرد.

they found scratches on the surface of the painting.

آنها خراش‌هایی روی سطح نقاشی پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید