scrapes the surface
بر سطح خراش میدهد
scrapes away dirt
خاک را از بین میبرد
scrapes off paint
رنگ را از بین میبرد
scrapes the bottom
پایین را خراش میدهد
scrapes together money
پول جمع میکند
scrapes up courage
شجاعت جمع میکند
scrapes through life
زندگی را سپری میکند
scrapes the ice
یخ را خراش میدهد
scrapes against metal
در برابر فلز خراش میدهد
scrapes the skin
پوست را خراش میدهد
the cat scrapes its claws on the post.
گربه پنجههای خود را روی ستون میکشد.
the child scrapes his knee while playing outside.
در حین بازی در فضای باز، کودک زانویش را میکشد.
she scrapes the ice off her car windshield.
او یخ را از شیشه جلو ماشینش پاک میکند.
he scrapes together enough money for a new bike.
او به سختی پول لازم برای یک دوچرخه جدید را جمع میکند.
the chef scrapes the remnants from the pot.
سرآشپز بقایای غذا را از قابلمه خارج میکند.
she scrapes the bottom of the barrel for ideas.
او برای ایدهپردازی، از ته بشکه استفاده میکند.
the dog scrapes its paws on the rug.
سگ پنجههای خود را روی فرش میکشد.
he scrapes the surface to remove the old paint.
او سطح را خراش میدهد تا رنگ قدیمی را از بین ببرد.
after the accident, she scrapes by with minimal support.
پس از حادثه، او با حداقل حمایت، به سختی امور خود را پیش میبرد.
the artist scrapes the canvas to create texture.
هنرمند بوم نقاشی را خراش میدهد تا بافت ایجاد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید