scrapes

[ایالات متحده]/skreɪps/
[بریتانیا]/skreɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زخم‌ها یا نشانه‌هایی که به دلیل خراش ایجاد شده‌اند؛ وضعیت دشوار
v. برای از بین بردن یا آسیب رساندن به سطح چیزی با مالش؛ به سختی به دست آوردن؛ کندن یا توخالی کردن؛ کشیدن موها به عقب

عبارات و ترکیب‌ها

scrapes the surface

بر سطح خراش می‌دهد

scrapes away dirt

خاک را از بین می‌برد

scrapes off paint

رنگ را از بین می‌برد

scrapes the bottom

پایین را خراش می‌دهد

scrapes together money

پول جمع می‌کند

scrapes up courage

شجاعت جمع می‌کند

scrapes through life

زندگی را سپری می‌کند

scrapes the ice

یخ را خراش می‌دهد

scrapes against metal

در برابر فلز خراش می‌دهد

scrapes the skin

پوست را خراش می‌دهد

جملات نمونه

the cat scrapes its claws on the post.

گربه پنجه‌های خود را روی ستون می‌کشد.

the child scrapes his knee while playing outside.

در حین بازی در فضای باز، کودک زانویش را می‌کشد.

she scrapes the ice off her car windshield.

او یخ را از شیشه جلو ماشینش پاک می‌کند.

he scrapes together enough money for a new bike.

او به سختی پول لازم برای یک دوچرخه جدید را جمع می‌کند.

the chef scrapes the remnants from the pot.

سرآشپز بقایای غذا را از قابلمه خارج می‌کند.

she scrapes the bottom of the barrel for ideas.

او برای ایده‌پردازی، از ته بشکه استفاده می‌کند.

the dog scrapes its paws on the rug.

سگ پنجه‌های خود را روی فرش می‌کشد.

he scrapes the surface to remove the old paint.

او سطح را خراش می‌دهد تا رنگ قدیمی را از بین ببرد.

after the accident, she scrapes by with minimal support.

پس از حادثه، او با حداقل حمایت، به سختی امور خود را پیش می‌برد.

the artist scrapes the canvas to create texture.

هنرمند بوم نقاشی را خراش می‌دهد تا بافت ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید