| جمع | sepias |
sepia tone
تن بافت
sepia or blue toners.
تونر های قهوه ای یا آبی
A cars towbar in sepia colour.
یک قلاب خودرو به رنگ قهوه ای
Second jobs were a more common occurrence in those sepia-tinged pre-Premier League days — Neil Warnock, for example, as well as being a trained chiropodist, also ran a fruit and veg stall.
داشتن شغل دوم در آن دورانهایی که قبل از لیگ برتر بودند و عکسهای آنها سیاه و سفید بود، بیشتر رایج بود - به عنوان مثال، نیل وارنوک، علاوه بر اینکه یک متخصص پا آموزش دیده بود، یک غرفه میوه و سبزیجات نیز اداره میکرد.
The old photograph had a sepia tone.
عکس قدیمی دارای ته رنگ قهوه ای بود.
She loves to use sepia filters on her photos.
او عاشق استفاده از فیلترهای قهوه ای در عکس هایش است.
The sepia ink gave the letter a vintage look.
جوهر قهوه ای به نامه ظاهری قدیمی داد.
The sepia memories of childhood flood back.
خاطرات قهوه ای دوران کودکی دوباره به یاد می آیند.
The sepia photographs captured the essence of the era.
عکس های قهوه ای جوهر عصر را به تصویر کشیدند.
She painted a sepia portrait of her grandmother.
او یک پرتره قهوه ای از مادربزرگش نقاشی کرد.
The sepia tones added warmth to the room.
طرح های قهوه ای گرما را به اتاق اضافه کردند.
The sepia hues in the painting created a nostalgic atmosphere.
رنگ های قهوه ای در نقاشی فضایی نوستالژیک ایجاد کرد.
Her sepia scarf matched perfectly with her outfit.
شال قهوه ای او به طور کامل با لباسش مطابقت داشت.
The sepia photographs evoke a sense of history and timelessness.
عکس های قهوه ای حسی از تاریخ و جاودانگی را تداعی می کنند.
sepia tone
تن بافت
sepia or blue toners.
تونر های قهوه ای یا آبی
A cars towbar in sepia colour.
یک قلاب خودرو به رنگ قهوه ای
Second jobs were a more common occurrence in those sepia-tinged pre-Premier League days — Neil Warnock, for example, as well as being a trained chiropodist, also ran a fruit and veg stall.
داشتن شغل دوم در آن دورانهایی که قبل از لیگ برتر بودند و عکسهای آنها سیاه و سفید بود، بیشتر رایج بود - به عنوان مثال، نیل وارنوک، علاوه بر اینکه یک متخصص پا آموزش دیده بود، یک غرفه میوه و سبزیجات نیز اداره میکرد.
The old photograph had a sepia tone.
عکس قدیمی دارای ته رنگ قهوه ای بود.
She loves to use sepia filters on her photos.
او عاشق استفاده از فیلترهای قهوه ای در عکس هایش است.
The sepia ink gave the letter a vintage look.
جوهر قهوه ای به نامه ظاهری قدیمی داد.
The sepia memories of childhood flood back.
خاطرات قهوه ای دوران کودکی دوباره به یاد می آیند.
The sepia photographs captured the essence of the era.
عکس های قهوه ای جوهر عصر را به تصویر کشیدند.
She painted a sepia portrait of her grandmother.
او یک پرتره قهوه ای از مادربزرگش نقاشی کرد.
The sepia tones added warmth to the room.
طرح های قهوه ای گرما را به اتاق اضافه کردند.
The sepia hues in the painting created a nostalgic atmosphere.
رنگ های قهوه ای در نقاشی فضایی نوستالژیک ایجاد کرد.
Her sepia scarf matched perfectly with her outfit.
شال قهوه ای او به طور کامل با لباسش مطابقت داشت.
The sepia photographs evoke a sense of history and timelessness.
عکس های قهوه ای حسی از تاریخ و جاودانگی را تداعی می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید