tidiness

[ایالات متحده]/'taidinis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نظم و ترتیب؛ پاکیزگی
Word Forms

جملات نمونه

She takes pride in the tidiness of her home.

او به نظافت منزل خود افتخار می‌کند.

Tidiness is important for maintaining a good working environment.

نظافت برای حفظ محیط کار مناسب مهم است.

He is known for his meticulous tidiness.

او به دلیل دقت و نظافت خود مشهور است.

Tidiness can help improve productivity in the workplace.

نظافت می‌تواند به بهبود بهره‌وری در محیط کار کمک کند.

The tidiness of the restaurant impressed the customers.

نظافت رستوران مورد تحسین مشتریان قرار گرفت.

She always maintains a high level of tidiness in her workspace.

او همیشه سطح بالایی از نظافت را در فضای کاری خود حفظ می‌کند.

Tidiness is one of the key factors in creating a positive first impression.

نظافت یکی از عوامل کلیدی در ایجاد یک اولین تاثیر مثبت است.

The tidiness of the garden reflects the hard work of the gardener.

نظافت باغ نشان‌دهنده تلاش‌های سخت باغبان است.

Tidiness is often associated with a sense of order and discipline.

نظافت اغلب با حس نظم و انضباط مرتبط است.

The tidiness of his appearance indicated his attention to detail.

نظافت ظاهر او نشان‌دهنده توجه او به جزئیات بود.

نمونه‌های واقعی

Hands go diligently along the bulwarks, and with buckets of water and rags restore them to their full tidiness.

دست‌ها با تلاش فراوان در امتداد دیوارهای قلعه حرکت می‌کنند و با سطل‌های آب و پارچه‌ها آن‌ها را به حالت اولیه و کامل تمیز بازمی‌گردانند.

منبع: Moby-Dick

The obsession with tidiness is stronger in the south, he says.

او می‌گوید وسواس با تمیزی در جنوب بیشتر است.

منبع: The Economist (Summary)

There are also TV shows and books dedicated to maintaining home tidiness and cleanliness and the benefits of having a clean home.

همچنین برنامه‌های تلویزیونی و کتاب‌هایی وجود دارند که به حفظ نظم و تمیزی خانه و فواید داشتن خانه‌ای تمیز اختصاص داده شده‌اند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Folding is the term that's used, but it's a misleading one as it suggests a geometrical tidiness that doesn't in fact apply.

از اصطلاح 'تا زدن' استفاده می‌شود، اما این یک اصطلاح گمراه‌کننده است زیرا نشان‌دهنده یک نظم هندسی نیست که در واقعیت وجود ندارد.

منبع: A Brief History of Everything

I suppose that a millionaire, perhaps even just a New Englander, might stand off the elements and maintain a trim tidiness--and a picket fence.

حدس می‌زنم که یک میلیونر، شاید حتی فقط یک نیوانگلندی، می‌تواند از عناصر دور بماند و یک نظم و تمیزی خوب را حفظ کند - و یک نرده چوبی.

منبع: Cross Stream (Part 1)

The hippies go in for a very particular style of communal living, involving: beards, lentils, chanting, free-wheeling attitudes to sex, suspicion of technology, and dislike of tidiness.

هیپی‌ها به یک سبک خاص زندگی جمعی علاقه دارند که شامل موارد زیر است: ریش، عدس، زمزمه کردن، نگرش آزادانه نسبت به رابطه جنسی، سوءظن به فناوری و عدم علاقه به نظم و تمیزی.

منبع: History

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید