tremors

[ایالات متحده]/ˈtrɛməz/
[بریتانیا]/ˈtrɛmərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لرزش‌ها یا تکان‌ها؛ لرزیدن یا زلزله‌ها؛ حرکات جزئی زمین
v. لرزیدن یا تکان خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

aftershocks tremors

لرزش‌های پس‌لرزه

earthquake tremors

لرزش‌های ناشی از زمین‌لرزه

seismic tremors

لرزش‌های زمین‌نگرشی

tremors felt

لرزش‌هایی که احساس شدند

tremors reported

گزارش لرزش‌ها

ground tremors

لرزش‌های زمین

tremors detected

تشخیص لرزش‌ها

minor tremors

لرزش‌های خفیف

tremors increased

افزایش لرزش‌ها

tremors subsided

کاهش لرزش‌ها

جملات نمونه

the tremors from the earthquake were felt miles away.

لرزش ناشی از زلزلهه‌ها کیلومترها دورتر احساس شد.

after the explosion, the tremors shook the entire building.

پس از انفجار، لرزه‌ها کل ساختمان را به لرزه درآورد.

she could feel the tremors in her hands as she held the cup.

او می‌توانست لرزه‌ها را در دستانش احساس کند در حالی که فنجان را در دست می‌گرفت.

the scientists studied the tremors to predict future earthquakes.

دانشمندان لرزه‌ها را برای پیش‌بینی زلزله‌های آینده مطالعه کردند.

his voice had tremors of fear when he spoke about the incident.

صدای او هنگام صحبت درباره حادثه، لرزش ترس را نشان می‌داد.

residents reported tremors that lasted for several seconds.

ساکنان گزارش دادند که لرزه‌ها برای چند ثانیه طول کشید.

the tremors caused some minor damage to the infrastructure.

لرزه‌ها باعث آسیب جزئی به زیرساخت‌ها شد.

he experienced tremors in his legs after the long run.

او پس از دویدن طولانی، لرزش در پاهایش احساس کرد.

the tremors of the volcano were a warning sign for nearby residents.

لرزش‌های ناشی از آتشفشان، نشانه‌ای هشدار برای ساکنان نزدیک بود.

during the presentation, her hands had noticeable tremors.

در طول ارائه، دستانش لرزش قابل توجهی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید