trivializes

[ایالات متحده]/ˈtrɪviəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈtrɪviəlaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کمتر مهم یا جدی به نظر آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

trivializes the issue

مسئله را ساده‌انگاری می‌کند

trivializes the effort

تلاش را ساده‌انگاری می‌کند

trivializes the importance

اهمیت را ساده‌انگاری می‌کند

trivializes the problem

مشکل را ساده‌انگاری می‌کند

trivializes the debate

بحث را ساده‌انگاری می‌کند

trivializes the consequences

پیامدها را ساده‌انگاری می‌کند

trivializes the situation

شرایط را ساده‌انگاری می‌کند

trivializes the discussion

گفتگو را ساده‌انگاری می‌کند

trivializes the challenge

چالش را ساده‌انگاری می‌کند

trivializes the experience

تجربه را ساده‌انگاری می‌کند

جملات نمونه

he trivializes the importance of education.

او اهمیت آموزش را دست کم می‌گیرد.

by making jokes, she trivializes serious issues.

با شوخی کردن، او مسائل جدی را دست کم می‌گیرد.

don't trivialize my feelings; they matter.

احساسات من را دست کم نگیر؛ آنها مهم هستند.

he often trivializes the hard work of others.

او اغلب تلاش سخت دیگران را دست کم می‌گیرد.

critics say the film trivializes mental health struggles.

منتقدان می‌گویند فیلم مشکلات سلامت روان را دست کم می‌گیرد.

she trivializes the risks involved in the project.

او خطرات مرتبط با پروژه را دست کم می‌گیرد.

it's not right to trivialize someone else's pain.

دست کم گرفتن درد دیگران درست نیست.

they trivialize the achievements of the team.

آنها دستاوردهای تیم را دست کم می‌گیرند.

we should not trivialize the impact of climate change.

ما نباید تأثیر تغییرات آب و هوا را دست کم بگیریم.

his comments trivialize the significance of history.

اظهارات او اهمیت تاریخ را دست کم می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید