unifications

[ایالات متحده]/ˌjuːnɪfɪˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌjunɪfɪˈkeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند یکپارچه‌سازی چیزی یا گرد هم آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

national unifications

اتحادات ملی

political unifications

اتحادات سیاسی

cultural unifications

اتحادات فرهنگی

economic unifications

اتحادات اقتصادی

regional unifications

اتحادات منطقه‌ای

social unifications

اتحادات اجتماعی

historical unifications

اتحادات تاریخی

global unifications

اتحادات جهانی

military unifications

اتحادات نظامی

strategic unifications

اتحادات استراتژیک

جملات نمونه

unifications of different cultures can enrich society.

اتحاد فرهنگ‌های مختلف می‌تواند جامعه را غنی کند.

the unifications of various teams led to greater efficiency.

اتحاد تیم‌های مختلف منجر به افزایش کارایی شد.

unifications in policy can streamline government processes.

اتحاد در سیاست‌ها می‌تواند فرآیندهای دولتی را ساده کند.

historical unifications often reshape national identities.

اتحادات تاریخی اغلب هویت ملی را بازتعریف می‌کنند.

unifications in science can lead to groundbreaking discoveries.

اتحاد در علم می‌تواند منجر به کشف‌های پیشگامانه شود.

unifications of theories can provide a comprehensive understanding.

اتحاد نظریه‌ها می‌تواند درک جامعی ارائه دهد.

unifications between companies can create new market opportunities.

اتحاد بین شرکت‌ها می‌تواند فرصت‌های جدید بازار ایجاد کند.

unifications in education systems can improve learning outcomes.

اتحاد در سیستم‌های آموزشی می‌تواند نتایج یادگیری را بهبود بخشد.

unifications of languages can foster better communication.

اتحاد زبان‌ها می‌تواند ارتباطات بهتر را تقویت کند.

unifications in design can enhance user experience.

اتحاد در طراحی می‌تواند تجربه کاربر را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید