unpretentious

[ایالات متحده]/ˌʌnprɪˈtenʃəs/
[بریتانیا]/ˌʌnprɪˈtenʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متواضع، کم‌نظیر، نه نمایشی یا زرق و برق‌دار

جملات نمونه

an unpretentious country church. ornate

یک کلیسای روستایی غیرمتکبرانه. تزئین شده

Although she was wealthy, she lived in an unpretentious house.

اگرچه ثروتمند بود، در خانه‌ای متواضع زندگی می‌کرد.

The book is unpretentious; it can present names without dropping them, and the tone is contagiously warm.

کتاب متواضع است؛ می‌تواند نام‌ها را بدون حذف آن‌ها ارائه دهد و لحن آن به طرز مسری جذابی است.

an unpretentious style of clothing

یک سبک لباس متواضع

he's known for his unpretentious attitude

او به خاطر نگرش متواضعش شناخته شده است.

a truly unpretentious person

یک فرد واقعاً متواضع

living in an unpretentious neighborhood

زندگی در یک محله متواضع

an unpretentious approach to life

یک رویکرد متواضع به زندگی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید