unsurprising

[ایالات متحده]/ʌn.səˈpraɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ʌn.səˈpraɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرمترقبه

عبارات و ترکیب‌ها

unsurprising result

نتیجه غیرمنتظره

unsurprising outcome

نتیجه غیرمنتظره

unsurprising news

اخبار غیرمنتظره

unsurprising fact

حقیقت غیرمنتظره

unsurprising behavior

رفتار غیرمنتظره

unsurprising reaction

واکنش غیرمنتظره

unsurprising trend

روند غیرمنتظره

unsurprising choice

انتخاب غیرمنتظره

unsurprising development

توسعه غیرمنتظره

unsurprising decision

تصمیم غیرمنتظره

جملات نمونه

it was unsurprising that he won the award.

اینکه او جایزه را برد غیرمنتظره نبود.

her reaction was unsurprising given the circumstances.

با توجه به شرایط، واکنش او غیرمنتظره نبود.

unsurprising results came from the latest survey.

نتایج غیرمنتظره از آخرین نظرسنجی به دست آمد.

it's unsurprising that they decided to cancel the event.

اینکه آنها تصمیم به لغو رویداد گرفتند غیرمنتظره نبود.

the movie's plot twist was unsurprising to many viewers.

پیچش داستانی فیلم برای بسیاری از بینندگان غیرمنتظره نبود.

unsurprising as it may be, the team lost again.

با وجود اینکه غیرمنتظره بود، تیم دوباره شکست خورد.

it was unsurprising to see her excel in the competition.

دیدن اینکه او در مسابقه موفق عمل کرد غیرمنتظره نبود.

the feedback from the audience was unsurprising.

بازخورد از مخاطبان غیرمنتظره نبود.

his lack of preparation was unsurprising for those who know him.

با توجه به کسانی که او را می شناسند، فقدان آمادگی او غیرمنتظره نبود.

unsurprising events unfolded during the meeting.

رویدادهای غیرمنتظره ای در طول جلسه رخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید