unwinder

[ایالات متحده]/ʌnˈwaɪndər/
[بریتانیا]/ʌnˈwaɪndər/

ترجمه

n. دستگاهی که مواد را از یک رول باز می‌کند یا جدا می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

unwinder tool

ابزار بازکننده

unwinder system

سیستم بازکننده

unwinder machine

ماشین بازکننده

unwinder setup

تنظیمات بازکننده

unwinder speed

سرعت بازکننده

unwinder operation

عملکرد بازکننده

unwinder design

طراحی بازکننده

unwinder control

کنترل بازکننده

unwinder function

عملکرد بازکننده

unwinder adjustment

تنظیم بازکننده

جملات نمونه

the unwinder is essential for managing cable lengths.

دستگاه بازکننده برای مدیریت طول کابل‌ها ضروری است.

he used an unwinder to simplify the process of rolling up the wires.

او از یک دستگاه بازکننده برای ساده کردن فرآیند جمع کردن سیم‌ها استفاده کرد.

the unwinder helps prevent tangling during storage.

دستگاه بازکننده به جلوگیری از گره خوردن در هنگام نگهداری کمک می‌کند.

she invested in a high-quality unwinder for her craft projects.

او برای پروژه‌های دستی خود یک دستگاه بازکننده با کیفیت بالا خریداری کرد.

using an unwinder can save time and reduce frustration.

استفاده از دستگاه بازکننده می‌تواند در زمان صرفه‌جویی کند و باعث کاهش ناامیدی شود.

the unwinder made it easier to handle the long cords.

دستگاه بازکننده مدیریت سیم‌های بلند را آسان‌تر کرد.

with the unwinder, the setup for the event was much smoother.

با استفاده از دستگاه بازکننده، آماده‌سازی برای رویداد بسیار روان‌تر بود.

we need to find an unwinder that can handle various cable types.

ما باید یک دستگاه بازکننده پیدا کنیم که بتواند انواع کابل‌ها را مدیریت کند.

the unwinder's design allows for easy operation.

طراحی دستگاه بازکننده امکان استفاده آسان را فراهم می‌کند.

after using the unwinder, the workspace looked much neater.

پس از استفاده از دستگاه بازکننده، فضای کاری بسیار مرتب‌تر به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید