restrainer

[ایالات متحده]/[rɪˈstreɪnə]/
[بریتانیا]/[rɪˈstreɪnər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از انجام کاری باز داشتن یا جلوگیری کردن.
adj. برای کنترل یا محدود کردن استفاده شده.
n. شخصی یا چیز که محدود یا کنترل می‌کند؛ وسیله‌ای برای محدود کردن یا کنترل کردن کسی یا چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

restrainer's role

نقش بازدارنده

restrainer device

دستگاه بازدارنده

restrainer system

سیستم بازدارنده

restrainer straps

کمربندهای بازدارنده

جملات نمونه

the leather restrainer held the unruly horse firmly in place.

سوارکاری بی‌قرار را به طور محکم در جای خود نگه داشت.

a strong restrainer was needed to control the crowd at the concert.

برای کنترل جمعیت در کنسرت به یک محدود کننده قوی نیاز بود.

the wrist restrainer prevented him from escaping the police.

محدود کننده مچ دست از فرار او از دست پلیس جلوگیری کرد.

she used a simple restrainer to keep the plant supported.

او از یک محدود کننده ساده برای نگه داشتن گیاه استفاده کرد.

the restrainer on the door prevented unauthorized access.

محدود کننده روی در از دسترسی غیرمجاز جلوگیری کرد.

he designed a new restrainer for the experimental equipment.

او یک محدود کننده جدید برای تجهیزات آزمایش طراحی کرد.

the ankle restrainer limited her movement during the investigation.

محدود کننده مچ پا مانع از حرکت او در طول تحقیقات شد.

the safety restrainer ensured the machinery wouldn't move.

محدود کننده ایمنی اطمینان حاصل کرد که ماشین آلات حرکت نخواهند کرد.

a padded restrainer was used to protect the patient's arm.

از یک محدود کننده پددار برای محافظت از بازوی بیمار استفاده شد.

the restrainer's effectiveness was tested under various conditions.

اثربخشی محدود کننده در شرایط مختلف آزمایش شد.

the adjustable restrainer allowed for a custom fit.

محدود کننده قابل تنظیم امکان تناسب سفارشی را فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید