vestiges

[ایالات متحده]/ˈvɛstɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈvɛstɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بقایاها؛ آثار؛ بخش‌های باقی‌مانده؛ نشانه‌های چیزی که زمانی وجود داشته است

عبارات و ترکیب‌ها

faint vestiges

آثار کمرنگ

ancient vestiges

آثار باستانی

cultural vestiges

آثار فرهنگی

historical vestiges

آثار تاریخی

lingering vestiges

آثار باقی‌مانده

physical vestiges

آثار فیزیکی

visible vestiges

آثار قابل مشاهده

archaeological vestiges

آثار باستان‌شناسی

spiritual vestiges

آثار معنوی

urban vestiges

آثار شهری

جملات نمونه

the ancient ruins are the last vestiges of a once-great civilization.

آثار باستانی آخرین نشانه‌های تمدنی بزرگ و سابق هستند.

we found vestiges of the old railway line during our hike.

ما بقایای خط راه‌آهن قدیمی را در حین پیاده‌روی خود پیدا کردیم.

there are vestiges of the past in every corner of the city.

در هر گوشه شهر، بقایایی از گذشته وجود دارد.

the artist's work reflects vestiges of traditional techniques.

آثار هنرمند، بقایایی از تکنیک‌های سنتی را نشان می‌دهد.

despite modernization, vestiges of the old culture remain.

با وجود مدرنیزاسیون، بقایای فرهنگ قدیمی باقی مانده است.

archaeologists study the vestiges of ancient settlements.

باستان‌شناسان بقایای سکونت‌های باستانی را مطالعه می‌کنند.

he has vestiges of doubt about the project’s success.

او تردیدهایی در مورد موفقیت پروژه دارد.

there are vestiges of the original manuscript in the library.

در کتابخانه، بقایایی از نسخه اصلی دست‌نویس وجود دارد.

the vestiges of the old regime can still be felt today.

بقایای رژیم قدیمی هنوز هم امروز قابل احساس است.

her memories are the vestiges of a happier time.

خاطرات او بقایای دوران شادتری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید