act worthily
عمل شایسته
be worthily rewarded
شایسته پاداش گرفتن
Only let me take care that I act worthily toward this promise.Let me not go timidly, halfheartedly, carelessly, presumptuously.
فقط اجازه دهید مراقب باشم که منصفانه به این قول عمل کنم. اجازه ندهید من با ترس، بیانگیزگی، بیاحتیاطی یا غرور عمل کنم.
and those who worthily seek public employment, have the right to insist that merit and competency shall be recognized instead of party subserviency or the surrender of honest political belief.
و کسانی که به درستی به دنبال استخدام در مشاغل دولتی هستند، حق دارند اصرار کنند که شایستگی و صلاحیت به جای مطیع بودن حزب یا تسلیم شدن به باورهای سیاسی صادقانه به رسمیت شناخته شود.
act worthily
عمل شایسته
be worthily rewarded
شایسته پاداش گرفتن
Only let me take care that I act worthily toward this promise.Let me not go timidly, halfheartedly, carelessly, presumptuously.
فقط اجازه دهید مراقب باشم که منصفانه به این قول عمل کنم. اجازه ندهید من با ترس، بیانگیزگی، بیاحتیاطی یا غرور عمل کنم.
and those who worthily seek public employment, have the right to insist that merit and competency shall be recognized instead of party subserviency or the surrender of honest political belief.
و کسانی که به درستی به دنبال استخدام در مشاغل دولتی هستند، حق دارند اصرار کنند که شایستگی و صلاحیت به جای مطیع بودن حزب یا تسلیم شدن به باورهای سیاسی صادقانه به رسمیت شناخته شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید