him

[ایالات متحده]/hɪm/
[بریتانیا]/hɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pron. برای اشاره به یک شخص یا حیوان مذکر که قبلاً ذکر شده یا به راحتی قابل شناسایی است؛ به عنوان مفعول یک فعل یا حرف اضافه استفاده می‌شود
n. یک نام مردانه

عبارات و ترکیب‌ها

give him

به او بده

tell him

به او بگو

call him

به او زنگ بزن

help him

به او کمک کن

meet him

با او ملاقات کن

find him

او را پیدا کن

like him

عاشق او شو

trust him

به او اعتماد کن

join him

به او ملحق شو

watch him

او را تماشا کن

جملات نمونه

i gave him a call yesterday.

من دیروز به او زنگ زدم.

she always trusts him with her secrets.

او همیشه به او با رازهایش اعتماد می‌کند.

can you help him with his homework?

آیا می‌توانید به او در انجام تکالیفش کمک کنید؟

they invited him to the party.

آنها او را به مهمانی دعوت کردند.

he told me to give him a chance.

او از من خواست که به او فرصت دهم.

we need to ask him for advice.

ما باید از او برای مشورت کمک بگیریم.

don't forget to bring him a gift.

یاد نداشته باشید که برایش هدیه بیاورید.

she always stands up for him.

او همیشه از او حمایت می‌کند.

he was happy to see him again.

او خوشحال بود که دوباره او را دید.

they are planning to surprise him.

آنها در حال برنامه‌ریزی برای غافلگیری او هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید