100th

[ایالات متحده]/[wʌn ˈhʌndrəd]/
[بریتانیا]/[wʌn ˈhʌndrəd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به صدوم؛ در موقعیت صدوم یک سری.
n. موقعیت صدوم در یک سری.

عبارات و ترکیب‌ها

100th anniversary

سالگرد صد ساله

100th time

صدمین بار

100th place

صدمین جایگاه

100th birthday

صدمین تولد

100th floor

صدمین طبقه

100th try

صدمین تلاش

100th year

صدمین سال

100th rank

صدمین رتبه

100th position

صدمین موقعیت

100th spot

صدمین نقطه

جملات نمونه

this is our 100th anniversary celebration!

این جشن 100 سالگی ما است!

he was the 100th person to complete the marathon.

او 100مین فرد بود که ماراتون را تمام کرد.

we're celebrating the 100th year of the company's existence.

ما 100 سالگی وجود شرکت را جشن می‌گیریم.

the 100th episode of the show was a special reunion.

حلقه 100مین نمایش یک بازگشت ویژه بود.

it was the 100th time i visited that museum.

این 100مین باری بود که من به آن موزه می‌رفتم.

she achieved her 100th goal with determination.

او با اصرار هدف 100مین خود را به دست آورد.

the 100th day of school is approaching quickly.

روز 100مین مدرسه به سرعت نزدیک می‌شود.

he scored his 100th point in the final game.

او در بازی نهایی 100مین امتیاز خود را به دست آورد.

this is the 100th edition of the annual report.

این 100مین نسخه گزارش سالانه است.

the band played their 100th concert last night.

گروه 100مین کنسرت خود را شب گذشته اجرا کرد.

it was the 100th time i've seen that movie.

این 100مین باری بود که من آن فیلم را دیدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید