4x4

[ایالات متحده]/[fɔːr bɪˈfaːr]/
[بریتانیا]/[fɔːr bɪˈfaːr]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وسیله نقلیه چهار چرخ متحرک؛ وسیله‌ای با سیستم چهار چرخ متحرک؛ یک شبکه یا ماتریس با چهار ردیف و چهار ستون.
adj. مربوط به یا دارای سیستم چهار چرخ متحرک.

عبارات و ترکیب‌ها

4x4 truck

۴x۴ کامیون

4x4 vehicle

خودروی ۴x۴

driving 4x4

رانندگی با ۴x۴

bought a 4x4

یک ۴x۴ خریدم

4x4 off-road

آفرود ۴x۴

4x4 system

سیستم ۴x۴

new 4x4

۴x۴ جدید

powerful 4x4

۴x۴ قدرتمند

used 4x4

۴x۴ دست دوم

4x4 tires

لاستیک‌های ۴x۴

جملات نمونه

the grid was a 4x4 arrangement of squares.

شبکه یک چیدمان 4x4 از مربع‌ها بود.

we need a 4x4 matrix for the calculations.

ما به یک ماتریس 4x4 برای محاسبات نیاز داریم.

the chess board is a standard 8x8, not a 4x4.

صفحه شطرنج یک صفحه 8x8 استاندارد است، نه 4x4.

the garden was designed as a 4x4 plot.

باغ به عنوان یک طرح 4x4 طراحی شده بود.

they built a small 4x4 model railway.

آنها یک مدل راه‌آهن کوچک 4x4 ساختند.

the spreadsheet had a 4x4 data range.

صفحه گسترده دارای یک محدوده داده 4x4 بود.

we're using a 4x4 led display panel.

ما از یک پنل نمایشگر LED 4x4 استفاده می‌کنیم.

the team was divided into 4x4 groups.

تیم به گروه‌های 4x4 تقسیم شد.

the floor plan included a 4x4 kitchen area.

طرح طبقه شامل یک فضای آشپزخانه 4x4 بود.

the array was a 4x4 array of sensors.

آرایه یک آرایه 4x4 از حسگرها بود.

the image was scaled to a 4x4 thumbnail.

تصویر به یک تصویر کوچک 4x4 مقیاس‌بندی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید