off-road

[ایالات متحده]/ˌɒfˈrəʊd/
[بریتانیا]/ˌɔːfˈroʊd/

ترجمه

adj.طراحی‌شده برای یا مناسب رانندگی در سطوح ناهموار و بدون آسفالت

عبارات و ترکیب‌ها

off-road vehicle

خودروی خارج از مسیر

off-road driving

رانندگی خارج از مسیر

go off-road

خارج از مسیر بروید

off-road tires

لاستیک‌های مناسب رانندگی خارج از مسیر

off-road adventure

ماجراجویی خارج از مسیر

off-road track

مسیر خارج از مسیر

off-road capable

مناسب برای رانندگی خارج از مسیر

off-road route

مسیر خارج از مسیر

off-road riding

رانندگی خارج از مسیر

off-road experience

تجربه رانندگی خارج از مسیر

جملات نمونه

we took the kids off-road in the atv.

ما بچه‌ها را در مسیر خارج از جاده با ATV بردیم.

the new tires are perfect for off-road driving.

لاستیک‌های جدید برای رانندگی در مسیر خارج از جاده عالی هستند.

he enjoys off-road biking on challenging trails.

او از دوچرخه سواری خارج از جاده در مسیرهای چالش برانگیز لذت می برد.

the jeep handled the rough off-road terrain well.

جیپ به خوبی از پس زمین ناهموار خارج از جاده برآمد.

they planned an off-road adventure for the weekend.

آنها یک ماجراجویی خارج از جاده برای آخر هفته برنامه ریزی کردند.

the truck has excellent off-road capabilities.

کامیون توانایی‌های خارج از جاده عالی دارد.

we packed extra supplies for the off-road trip.

ما برای سفر خارج از جاده لوازم اضافی بستیم.

the off-road course was incredibly muddy.

مسیر خارج از جاده به طرز باورنکردنی‌ای گل آلود بود.

he's passionate about off-road photography.

او به عکاسی خارج از جاده علاقه دارد.

the rally included a demanding off-road stage.

رالی شامل یک مرحله خارج از جاده چالش برانگیز بود.

they installed a lift kit for better off-road clearance.

آنها یک کیت بالابر برای افزایش بهتر فاصله از سطح زمین در مسیر خارج از جاده نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید