alba

[ایالات متحده]/'ælbə/
[بریتانیا]/ˈælbə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده سفید مغز؛ alba (یک شعر غنایی سنتی در منطقه پرووانس در جنوب فرانسه، که اغلب صحنه جدایی عاشقان را در اوایل صبح توصیف می‌کند).

عبارات و ترکیب‌ها

Alba Moda

آلبا مودا

alba truffle

ترافل آلبا

Alba White Truffle

ترافل سفید آلبا

radix paeoniae alba

ریشه پنجه پاینه آلبا

jessica alba

جسیكا آلبا

جملات نمونه

It’s a painting of the Duchess of Alba in the nude.

این یک نقاشی از دوک آلبا برهنه است.

TLC method of Radix Paeoniae Alba, Fructus gardeniae, Radix Scrophalariae and CortexMoutan is reproducible;the average recovery of forsythin of HPLC was 96.44% and RSD was 1.226%.

روش TLC از Radix Paeoniae Alba، Fructus gardeniae، Radix Scrophalariae و CortexMoutan قابل تکرار است؛ میانگین بازیابی فورسیتین از HPLC 96.44٪ و RSD 1.226٪ بود.

alba is a Latin word meaning dawn.

آلبا یک کلمه لاتین به معنای سپیده دم است.

She wore a beautiful alba dress to the party.

او یک لباس آلبا زیبا به مهمانی پوشید.

The alba flowers bloomed in the garden.

گل‌های آلبا در باغ شکوفا شدند.

The alba sky turned into shades of pink and orange during sunset.

آسمان آلبا در هنگام غروب خورشید به رنگ‌های صورتی و نارنجی تبدیل شد.

The alba sand shimmered in the sunlight on the beach.

ماسه آلبا در نور خورشید روی ساحل می‌درخشید.

He wrote a poem about the beauty of alba nature.

او در مورد زیبایی طبیعت آلبا شعر نوشت.

The alba swans gracefully glided across the lake.

غازهای آلبا به طور مؤدبانه روی دریاچه شنا کردند.

The alba candle flickered in the dark room.

شمع آلبا در اتاق تاریک چشمک زد.

The alba clouds drifted lazily in the sky.

ابرهای آلبا به آرامی در آسمان شناور بودند.

She painted the alba walls of her room a soothing shade of white.

او دیوارهای آلبا اتاق خود را به رنگ سفید آرام بخش نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید