athenian

[ایالات متحده]/ə'θi:njən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی از آتن
adj. مربوط به آتن؛ مربوط به فرهنگ آتنی
Word Forms
جمعathenians

عبارات و ترکیب‌ها

Athenian civilization

تمدن آتنی

Athenian democracy

دموکراسی آتنی

Athenian culture

فرهنگ آتنی

Athenian society

جامعه آتنی

athenian democracy

دموکراسی آتنی

athenian art

هنر آتنی

ancient athenian civilization

تمدن باستانی آتنی

athenian philosophy

فلسفه آتنی

an athenian scholar

یک محقق آتنی

athenian playwright

نویسنده نمایشنامه آتنی

an athenian festival

جشنواره آتنی

athenian architecture

معماری آتنی

athenian cuisine

آشپزی آتنی

an athenian vase

گلدان آتنی

جملات نمونه

the athenian democracy was a remarkable system.

دموکراسی آتنی یک سیستم قابل توجه بود.

athenian philosophers greatly influenced western thought.

فلاسفه آتنی تأثیر زیادی بر تفکر غرب داشتند.

the athenian acropolis is a unesco world heritage site.

آکروپولیس آتنی یک میراث جهانی یونسکو است.

athenian culture celebrated arts and sciences.

فرهنگ آتنی هنر و علوم را جشن می گرفت.

the athenian navy played a crucial role in the war.

ناوگان آتنی نقش مهمی در جنگ ایفا کرد.

many athenian citizens participated in public debates.

شهروندان آتنی بسیاری در مناظرات عمومی شرکت می کردند.

athenian architecture is known for its grandeur.

معماری آتنی به دلیل عظمتش شناخته شده است.

the athenian agora was the center of public life.

آگورا آتنی مرکز زندگی عمومی بود.

athenian festivals honored the gods and goddesses.

جشنواره های آتنی خدایان و الهه ها را گرامی می داشتند.

the athenian legacy continues to inspire many today.

میراث آتنی همچنان الهام بخش بسیاری از مردم امروز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید