boundless

[ایالات متحده]/ˈbaʊndləs/
[بریتانیا]/ˈbaʊndləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌حد و حصر; نامتناهی; بدون مرز; وسیع.

عبارات و ترکیب‌ها

boundless opportunities

فرصت‌های بی‌پایان

boundless creativity

خلاقیت بی‌پایان

boundless energy

انرژی بی‌پایان

boundless enthusiasm

اشتیاق بی‌پایان

boundless possibilities

احتمالات بی‌پایان

جملات نمونه

a galaxy of boundless young talent.

گالکسی استعدادهای جوان بی‌پایان

He is a man of apparently boundless optimism.

او مردی با خوش‌بینی ظاهراً نامحدود است.

enthusiasts who devote boundless energy to their hobby.

علاقه‌مندانی که انرژی بی‌پایان را به سرگرمی خود اختصاص می‌دهند.

The masses have boundless creative power.

مردم عادی دارای قدرت خلاقیت بی‌پایان هستند.

I admire her boundless energy.

من به انرژی بی‌پایان او احترام می‌گذارم.

An individual is only a tiny grain in the vast sea;it is the masses of people that are the boundless ocean.

یک فرد فقط یک ذره کوچک در دریای وسیع است؛ مردم عادی هستند که اقیانوس بی‌پایان را تشکیل می‌دهند.

The spunky, fortitudinous heroine ántonia, the boundless Nebraska prairie and the struggle of the immigrants in the frontier all greatly impress the reader.

قهرمانانه و شجاع آنتونی، دشت بی‌پایان نبراسکا و مبارزات مهاجران در مرزها، همه به شدت خواننده را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

The notion advocated by Buddhism, boundless compassion and uncontainable pity, is the best method to set up a harmonious relation between persons.

این ایده که توسط بودیسم مطرح شده است، شفقت بی‌پایان و ترحم غیرقابل کنترل، بهترین روش برای ایجاد یک رابطه هماهنگ بین افراد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید