brahmin

[ایالات متحده]/'brɑ:min/
[بریتانیا]/ˈbrɑmɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برهمن، یک فرد تحصیل کرده.

عبارات و ترکیب‌ها

brahmin priest

کشتیار برهمن

brahmin caste

نظام برهمن

brahmin culture

فرهنگ برهمن

brahmin traditions

رسوم برهمن

brahmin food

غذاهای برهمن

brahmin rituals

آیین‌های برهمن

brahmin scriptures

نوشتارهای مقدس برهمن

brahmin history

تاریخ برهمن

brahmin knowledge

دانش برهمن

جملات نمونه

the brahmin class has a rich cultural heritage.

کلاس برهمن دارای میراث فرهنگی غنی است.

many brahmin families practice traditional rituals.

خانواده‌های برهمن بسیاری آیین‌های سنتی را انجام می‌دهند.

he was born into a brahmin family in india.

او در یک خانواده برهمن در هند متولد شد.

brahmin priests perform sacred ceremonies.

روحانیون برهمن مراسم مذهبی انجام می‌دهند.

the brahmin community values education highly.

جامعه برهمن ارزش زیادی برای آموزش قائل است.

she learned the ancient texts from a brahmin teacher.

او متون باستانی را از یک معلم برهمن آموخت.

in hindu society, brahmins are often seen as spiritual leaders.

در جامعه هندو، برهمن‌ها اغلب به عنوان رهبران معنوی دیده می‌شوند.

the brahmin caste has unique customs and traditions.

نظام برهمن آداب و رسوم خاص خود را دارد.

many brahmins are skilled in various arts and sciences.

بسیاری از برهمن‌ها در هنر و علوم مختلف مهارت دارند.

he took pride in his brahmin heritage.

او به ارثیه برهمن خود افتخار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید