lowborn status
وضعیت پایینمتولد
lowborn origins
ریشههای پایینمتولد
lowborn individual
فرد پایینمتولد
lowborn class
طبقه پایینمتولد
lowborn background
زمینه پایینمتولد
lowborn lineage
تبار پایینمتولد
lowborn roots
ریشههای پایینمتولد
lowborn people
مردم پایینمتولد
lowborn heritage
میراث پایینمتولد
lowborn title
عنوان پایینمتولد
the lowborn often face discrimination in society.
افراد کممقدار اغلب با تبعیض در جامعه روبرو هستند.
he was born lowborn but aspired to greatness.
او با وجود اینکه از خانوادهای پایینتراز بود، به بزرگی آرزو میکرد.
the lowborn hero proved his worth in battle.
قهرمان کممقدار خود را در نبرد ثابت کرد.
many lowborn individuals have remarkable talents.
بسیاری از افراد کممقدار دارای استعدادهای قابل توجهی هستند.
she rose from lowborn origins to become a queen.
او از ریشههای کممقدار به ملکه تبدیل شد.
society often overlooks the lowborn's contributions.
جامعه اغلب از مشارکتهای کممقدار غافل میشود.
lowborn status should not define one's potential.
وضعیت کممقدار نباید پتانسیل یک فرد را تعیین کند.
the story highlights the struggles of the lowborn.
داستان مبارزات کممقدار را برجسته میکند.
lowborn characters are often portrayed in literature.
شخصیتهای کممقدار اغلب در ادبیات به تصویر کشیده میشوند.
he was proud of his lowborn heritage.
او به میراث کممقدار خود افتخار میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید