coddle your child
اثر گذاری بر کودک
coddle the baby
اثر گذاری بر نوزاد
coddle your pet
اثر گذاری بر حیوان خانگی
coddle the students
اثر گذاری بر دانش آموزان
coddle the audience
اثر گذاری بر مخاطبان
coddle his ego
اثر گذاری بر خودخواهی او
coddle their feelings
اثر گذاری بر احساسات آنها
coddle your partner
اثر گذاری بر شریک زندگی شما
coddle the guests
اثر گذاری بر مهمانان
coddle the team
اثر گذاری بر تیم
parents often coddle their children to protect them from harm.
والدین اغلب فرزندان خود را اغراقآمیز دوست دارند تا از آنها در برابر آسیب محافظت کنند.
it's important not to coddle your pets too much.
مهم است که حیوانات خانگی خود را بیش از حد اغراقآمیز دوست نداشته باشید.
he tends to coddle his younger siblings whenever they visit.
او معمولاً هر زمان که خواهر و برادران کوچکترش از او دیدار میکنند، آنها را اغراقآمیز دوست دارد.
she believes that coddling children can lead to dependency.
او معتقد است که اغراقآمیز دوست داشتن کودکان میتواند منجر به وابستگی شود.
don't coddle your friends; they need to learn to be independent.
دوستان خود را اغراقآمیز دوست نداشته باشید؛ آنها باید یاد بگیرند که مستقل باشند.
some parents coddle their kids to boost their self-esteem.
برخی از والدین فرزندان خود را اغراقآمیز دوست دارند تا اعتماد به نفس آنها را افزایش دهند.
coddling can sometimes hinder personal growth.
اغراقآمیز دوست داشتن گاهی اوقات میتواند رشد شخصی را مختل کند.
he was coddled as a child, which made him less resilient.
او در کودکی اغراقآمیز دوست داشتند که باعث شد کمتر انعطافپذیر باشد.
teachers should avoid coddling students to encourage critical thinking.
معلمها باید از اغراقآمیز دوست داشتن دانشآموزان خودداری کنند تا تفکر انتقادی را تشویق کنند.
she coddled her plants, ensuring they received the best care.
او گیاهان خود را اغراقآمیز دوست داشت و اطمینان حاصل کرد که بهترین مراقبت را دریافت میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید