diplomat

[ایالات متحده]/ˈdɪpləmæt/
[بریتانیا]/ˈdɪpləmæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که کشور خود را در خارج نمایندگی می‌کند، ماهر در ارتباط با دیگران
Word Forms
جمعdiplomats

عبارات و ترکیب‌ها

diplomatic immunity

معافیت دیپلماتیک

diplomatic relations

روابط دیپلماتیک

diplomatic mission

ماموریت دیپلماتیک

career diplomat

سفارتکار حرفه‌ای

جملات نمونه

a diplomat of distinction.

یک دیپلمات متمایز.

a diplomat of the old school.

یک دیپلمات از مکتب قدیمی.

a diplomat par excellence.

یک دیپلمات بی‌نظیر.

The diplomat was persona grata.

آن دیپلمات شخص پذیرفته شده بود.

a diplomat with plenary powers.

یک دیپلمات با اختیارات ویژه.

That diplomat was too crafty.

آن دیپلمات بیش از حد زیرک بود.

The diplomat was persona non grata.

آن دیپلمات شخص ناپذیرفته بود.

The elderly diplomat came to Lanny's support.

دیپلمات مسن از لنی حمایت کرد.

a U.S. diplomat assigned to the embassy in London

یک دیپلمات آمریکایی که به سفارت در لندن منصوب شده است

A diplomat learns not to take everything at face value.

یک دیپلمات یاد می‌گیرد که همه چیز را سطحی نگر نگیرد.

diplomats rubbing elbows with heads of state.

دیپلمات‌ها در کنار رهبران کشورها با هم تعامل داشتند.

career diplomats; a career criminal.

دیپلمات‌های حرفه‌ای؛ یک جنایتکار حرفه‌ای.

He's a U.S. diplomat assigned to the embassy in London.

او یک دیپلمات آمریکایی است که به سفارت در لندن منصوب شده است.

This diplomat possessed an excellent gift for repartee.

این دیپلمات دارای استعداد فوق العاده‌ای در پاسخگویی سریع بود.

The diplomat threw in a joke, and the tension was instantly relieved.

دیپلمات یک شوخی کرد و تنش به سرعت از بین رفت.

He served as a diplomat in Russia before the war.

او قبل از جنگ به عنوان دیپلمات در روسیه خدمت کرد.

The court has no jurisdiction over foreign diplomats living in this country.

دادگاه هیچ صلاحیت قضایی در مورد دیپلمات‌های خارجی مقیم این کشور ندارد.

As a diplomat, you have to pick your words at a press conference.

به عنوان یک دیپلمات، باید در یک کنفرانس مطبوعاتی مراقب باشید چه می‌گویید.

many of those employed by diplomats betrayed secrets and sold ciphers.

بسیاری از کسانی که توسط دیپلمات‌ها استخدام شده بودند، اسرار را فاش کردند و رمزها را فروختند.

diplomats, heads of state, and royalty shared tables at the banquet.

دیپلمات‌ها، رهبران کشورها و اشراف در سفره غذا می‌نشستند.

نمونه‌های واقعی

Ukraine has expelled a Russian diplomat in response.

اوکراین در پاسخ، یک دیپلمات روسی را اخراج کرده است.

منبع: BBC Listening Collection April 2021

She has proven herself. She is a diplomat.

او خود را ثابت کرده است. او یک دیپلمات است.

منبع: VOA Standard Speed March 2016 Compilation

The Czechs are also expelling 18 Russian diplomats.

چکس‌ها نیز 18 دیپلمات روسی را اخراج می‌کنند.

منبع: BBC World Headlines

It's not just diplomats who gather here.

فقط دیپلمات‌ها اینجا جمع نمی‌شوند.

منبع: CNN Listening Compilation January 2014

Benjamin Franklin was the U.S. diplomat to France.

بنجامین فرانکلین، دیپلمات ایالات متحده در فرانسه بود.

منبع: Introduction to ESL in the United States

Canada says it has withdrawn 41 diplomats from India.

کانادا می‌گوید 41 دیپلمات را از هند خارج کرده است.

منبع: BBC Listening of the Month

In the process, I became a civil society diplomat.

در این فرآیند، من به یک دیپلمات جامعه مدنی تبدیل شدم.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

He told him his ambition was to be a diplomat.

او به او گفت که آرزویش دیپلمات بودن است.

منبع: Introduction to World Celebrities

He said his top diplomat Mike Pompeo to Pyongyang four times.

او گفت که ارشدترین دیپلماتش، مایک پامپئو، چهار بار به پیونگ‌یانگ سفر کرده است.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

It's also expelling 10 Russian diplomats from the U.S.

همچنین 10 دیپلمات روسی را از ایالات متحده اخراج می‌کند.

منبع: NPR News April 2021 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید