envoy

[ایالات متحده]/ˈenvɔɪ/
[بریتانیا]/ˈenvɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیام‌آور ویژه؛ نماینده؛ نماینده دیپلماتیک.

عبارات و ترکیب‌ها

diplomatic envoy

نماینده دیپلماتیک

special envoy

نماینده ویژه

peace envoy

نماینده صلح

جملات نمونه

The envoy delivered an important message to the foreign minister.

نماینده ویژه پیام مهمی را به وزیر امور خارجه تحویل داد.

The president appointed a new envoy to represent the country at the summit.

رئیس جمهور یک نماینده ویژه جدید را برای نمایندگی کشور در اجلاس منصوب کرد.

The envoy was tasked with negotiating a peace treaty between the two nations.

وظیفه نماینده ویژه مذاکره برای پیمان صلح بین دو ملت بود.

The envoy was warmly welcomed upon arrival in the foreign land.

نماینده ویژه با استقبال گرم در زمان ورود به سرزمین بیگانه مورد استقبال قرار گرفت.

The envoy's diplomatic skills helped in resolving the conflict peacefully.

مهارت های دیپلماتیک نماینده ویژه در حل مسالمت آمیز منازعه کمک کرد.

The envoy's role is to foster better relations between the two countries.

وظیفه نماینده ویژه تقویت روابط بهتر بین دو کشور است.

The envoy's mission is to strengthen economic ties with the neighboring countries.

ماموریت نماینده ویژه تقویت روابط اقتصادی با کشورهای همسایه است.

The envoy presented the gifts as a gesture of goodwill from the king.

نماینده ویژه به عنوان نشانه حسن نیت از طرف شاه هدایا را ارائه کرد.

The envoy's visit was seen as a positive step towards peace negotiations.

بازدید نماینده ویژه به عنوان یک گام مثبت به سمت مذاکرات صلح تلقی شد.

The envoy's report highlighted the need for urgent humanitarian aid in the region.

گزارش نماینده ویژه بر نیاز به کمک های فوری بشردوستانه در منطقه تاکید کرد.

نمونه‌های واقعی

Our envoy is the voice of diplomacy.

فرستاده ما صدای دیپلماسی است.

منبع: BBC Listening March 2021 Collection

And he's appointed an envoy for Northern Ireland to drive this forward.

و او یک فرستاده برای ایرلند شمالی منصوب کرده است تا این موضوع را پیش ببرد.

منبع: BBC Listening Compilation March 2023

Dennis Ross, a former Middle East envoy, says the optics are all wrong.

دنیس راس، یک فرستاده سابق خاورمیانه، می گوید ظاهر همه چیز اشتباه است.

منبع: NPR News April 2020 Collection

The announcement came as a senior US envoy William Burns was arriving in Cairo.

این اعلامیه زمانی انجام شد که ویلیام برنز، یک فرستاده ارشد ایالات متحده، به قاهره می رسید.

منبع: BBC Listening Collection July 2013

There were sharp exchanges between the Israeli and Palestinian envoys.

بین فرستادگان اسرائیل و فلسطین تبادلاتی تند وجود داشت.

منبع: BBC World Headlines

Washington has said it would send an envoy to Beirut to mediate in the row.

واشنگتن گفته است که یک فرستاده به بیروت خواهد فرستاد تا در این اختلاف میانجیگری کند.

منبع: BBC Listening Collection June 2022

Biden sent his top climate envoy John Kerry to this week's meeting in Davos Switzerland.

بایدن، جان کرری، فرستاده ارشد آب و هوای خود را به اجلاس این هفته در داوس سوئیس فرستاد.

منبع: VOA Standard English_Americas

An envoy saw him as " anything but good-looking" .

یک فرستاده او را "به هیچ وجه خوش‌تیپ" دید.

منبع: The Economist - Arts

She also served as an envoy to Latin America.

او همچنین به عنوان فرستاده در آمریکای لاتین خدمت کرد.

منبع: Encyclopædia Britannica

Aye. Envoys from all seven kingdoms. -All of them!

آه. فرستادگانی از هفت پادشاهی. -همه آنها!

منبع: The Hobbit: An Unexpected Journey

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید