hermione

[ایالات متحده]/hɜːˈmaɪəni/
[بریتانیا]/hɜrˈmaɪəni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام یک شخصیت زن در افسانه‌های یونانی، دختر منلاوس و هلن

عبارات و ترکیب‌ها

hermione granger

هرمیون گرنجر

hermione's spell

جادوی هرماینه

hermione's wisdom

خرد هرماینه

hermione's book

کتاب هرماینه

hermione's courage

شجاعت هرماینه

hermione's friendship

دوستی هرماینه

hermione's potion

معجون هرماینه

hermione's knowledge

دانش هرماینه

hermione's charm

جذابیت هرماینه

hermione's bravery

دليري هرماینه

جملات نمونه

hermione is known for her intelligence.

هرمیون به خاطر هوش خود شناخته می‌شود.

hermione often helps her friends in need.

هرمیون اغلب به دوستانش در مواقع ضروری کمک می‌کند.

in the story, hermione is a strong character.

در داستان، هرمیون شخصیتی قوی است.

hermione loves to read books in the library.

هرمیون عاشق خواندن کتاب‌ها در کتابخانه است.

many admire hermione for her bravery.

بسیاری از افراد هرمیون را به خاطر شجاعت‌اش تحسین می‌کنند.

hermione's quick thinking often saves the day.

تفکر سریع هرمیون اغلب روز را نجات می‌دهد.

hermione values friendship above all.

هرمیون دوستی را بر همه چیز ارزش می‌گذارد.

hermione is a role model for many young girls.

هرمیون برای بسیاری از دختران جوان یک الگو است.

hermione excels in her studies at hogwarts.

هرمیون در تحصیلات خود در هاگوارتز سرآمد است.

hermione often carries a bag full of books.

هرمیون اغلب یک کیف پر از کتاب با خود حمل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید