like a boss
مثل یک باس
like never before
مثل هرگز قبلا
like a pro
مثل یک متخصص
like father
مثل پدر
like a dream
مثل یک رویا
like a child
مثل یک کودک
like a feather
سبک مانند پر
like the wind
مثل باد
like old times
مثل دوران قدیم
she likes to bake cookies on weekends.
او دوست دارد آخر هفتهها بیسکویت بپزد.
he acts like he knows everything.
او وانمود میکند که همه چیز را میداند.
they look like they are having fun.
به نظر میرسد آنها خوش بگذرانند.
it feels like summer already.
احساس میشود که تابستان زودرسیده است.
this painting looks like a masterpiece.
این نقاشی شبیه یک شاهکار است.
she sings like a professional singer.
او مثل یک خواننده حرفهای آواز میخواند.
he runs like the wind.
او مثل باد میدود.
it tastes like chocolate.
طعمش مثل شکلات است.
they dance like nobody's watching.
آنها مثل این که کسی نگاه نمیکند، میرقصند.
she dresses like a fashion model.
او مثل یک مدل مد لباس میپوشد.
like a boss
مثل یک باس
like never before
مثل هرگز قبلا
like a pro
مثل یک متخصص
like father
مثل پدر
like a dream
مثل یک رویا
like a child
مثل یک کودک
like a feather
سبک مانند پر
like the wind
مثل باد
like old times
مثل دوران قدیم
she likes to bake cookies on weekends.
او دوست دارد آخر هفتهها بیسکویت بپزد.
he acts like he knows everything.
او وانمود میکند که همه چیز را میداند.
they look like they are having fun.
به نظر میرسد آنها خوش بگذرانند.
it feels like summer already.
احساس میشود که تابستان زودرسیده است.
this painting looks like a masterpiece.
این نقاشی شبیه یک شاهکار است.
she sings like a professional singer.
او مثل یک خواننده حرفهای آواز میخواند.
he runs like the wind.
او مثل باد میدود.
it tastes like chocolate.
طعمش مثل شکلات است.
they dance like nobody's watching.
آنها مثل این که کسی نگاه نمیکند، میرقصند.
she dresses like a fashion model.
او مثل یک مدل مد لباس میپوشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید