jobs

[ایالات متحده]/dʒɒbz/
[بریتانیا]/dʒɑbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شغل; موقعیت‌های شغلی

عبارات و ترکیب‌ها

new jobs

شغل‌های جدید

job opportunities

فرصت‌های شغلی

temporary jobs

شغل‌های موقت

part-time jobs

شغل‌های پاره وقت

full-time jobs

شغل‌های تمام وقت

available jobs

شغل‌های موجود

job market

بازار کار

job fair

نمایشگاه شغلی

job search

جستجوی شغل

jobs report

گزارش مشاغل

جملات نمونه

many people are looking for new jobs.

بسیاری از افراد به دنبال مشاغل جدید هستند.

he has several jobs to complete this week.

او چندین کار برای انجام دادن در این هفته دارد.

finding jobs in this economy can be challenging.

پیدا کردن شغل در این اقتصاد می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

she enjoys her jobs because they are fulfilling.

او از کارهایش لذت می‌برد زیرا آن‌ها رضایت‌بخش هستند.

there are many jobs available in the tech industry.

در صنعت فناوری، مشاغل زیادی در دسترس است.

he is applying for jobs online every day.

او هر روز به صورت آنلاین برای مشاغل درخواست می‌دهد.

jobs in healthcare are in high demand.

مشاغل در بخش مراقبت‌های بهداشتی تقاضای بالایی دارند.

she has a variety of jobs to choose from.

او انواع مختلفی از مشاغل برای انتخاب دارد.

networking can help you find better jobs.

شبکه‌سازی می‌تواند به شما کمک کند تا مشاغل بهتری پیدا کنید.

he quit his job to pursue other jobs in art.

او شغل خود را رها کرد تا مشاغل دیگری در هنر را دنبال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید