karate

[ایالات متحده]/kəˈrɑːti/
[بریتانیا]/kəˈrɑːti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک هنر رزمی ژاپنی از دفاع شخصی بدون سلاح، کاراته.
Word Forms
جمعkarates

عبارات و ترکیب‌ها

karate class

کلاس کاراته

karate tournament

مسابقه کاراته

جملات نمونه

He has been practicing karate for years.

او سال‌هاست که کاراته تمرین می‌کند.

She holds a black belt in karate.

او کمربند سیاه در کاراته دارد.

Karate is a popular martial art in Japan.

کاراته یک هنر رزمی محبوب در ژاپن است.

They are going to a karate tournament this weekend.

آنها این آخر هفته به یک مسابقه کاراته می‌روند.

Many children enjoy learning karate.

بسیاری از کودکان از یادگیری کاراته لذت می‌برند.

Karate requires discipline and focus.

کاراته نیاز به نظم و تمرکز دارد.

She practices karate to stay in shape.

او برای حفظ تناسب اندام کاراته تمرین می‌کند.

Karate can improve physical fitness and mental strength.

کاراته می‌تواند آمادگی جسمانی و قدرت ذهنی را بهبود بخشد.

He teaches karate classes at the local gym.

او کلاس‌های کاراته را در باشگاه محلی آموزش می‌دهد.

Karate originated in Okinawa, Japan.

کاراته در اوکیناوا، ژاپن ریشه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید