dojo

[ایالات متحده]/ˈdəʊ.dʒəʊ/
[بریتانیا]/ˈdoʊ.dʒoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سالن تمرین برای هنرهای رزمی

عبارات و ترکیب‌ها

martial arts dojo

دوگاهوی هنرهای رزمی

karate dojo

دوگاهوی کاراته

dojo training

آموزش در دوگاهو

dojo master

استاد دوگاهو

dojo class

کلاس دوگاهو

dojo culture

فرهنگ دوگاهو

dojo etiquette

ادب دوگاهو

dojo philosophy

فلسفه دوگاهو

dojo environment

محیط دوگاهو

dojo community

جامعه دوگاهو

جملات نمونه

he trained hard at the dojo every day.

او هر روز سخت در دوجو تمرین می‌کرد.

the dojo is a place of discipline and respect.

دوجو مکانی برای نظم و احترام است.

she earned her black belt at the local dojo.

او کمربند سیاه خود را در دوجوی محلی دریافت کرد.

they hold competitions at the dojo every month.

آنها هر ماه مسابقات را در دوجو برگزار می‌کنند.

joining a dojo can improve your martial arts skills.

پیوستن به یک دوجو می‌تواند مهارت‌های هنرهای رزمی شما را بهبود بخشد.

the dojo was filled with students practicing their moves.

دوجو پر از دانشجویانی بود که در حال تمرین حرکات خود بودند.

he found a sense of community at the dojo.

او در دوجو حسی از اجتماع را پیدا کرد.

she teaches self-defense classes at the dojo.

او کلاس‌های دفاع شخصی را در دوجو آموزش می‌دهد.

they renovated the dojo to accommodate more students.

آنها دوجو را بازسازی کردند تا فضای بیشتری برای دانشجویان داشته باشند.

the dojo emphasizes the importance of mental focus.

دوجو بر اهمیت تمرکز ذهنی تاکید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید