karates

[ایالات متحده]/kəˈrɑːtiːz/
[بریتانیا]/kəˈrɑːtɪz/

ترجمه

n. نوعی هنرهای رزمی که از ژاپن منشا می‌گیرد

عبارات و ترکیب‌ها

karates class

کلاس کاراته

karates belt

کمربند کاراته

karates training

آموزش کاراته

karates tournament

تورنمنت کاراته

karates moves

حرکات کاراته

karates style

سبک کاراته

karates instructor

مربی کاراته

karates practice

تمرین کاراته

karates techniques

تکنیک‌های کاراته

karates competition

مسابقه کاراته

جملات نمونه

he has been practicing karates for years.

او سال‌هاست که کاراته تمرین می‌کند.

she won a gold medal in karates at the championship.

او مدال طلای کاراته را در مسابقات قهرمانی به دست آورد.

karates teaches discipline and respect.

کاراته نظم و احترام را آموزش می‌دهد.

they are training for the upcoming karates tournament.

آنها برای مسابقات کاراته آینده در حال تمرین هستند.

karates can improve your physical fitness.

کاراته می‌تواند آمادگی جسمانی شما را بهبود بخشد.

he started learning karates at a young age.

او در سن جوانی شروع به یادگیری کاراته کرد.

she teaches karates classes at the local gym.

او کلاس‌های کاراته را در باشگاه محلی آموزش می‌دهد.

joining a karates club can be a great way to meet new friends.

پیوستن به یک باشگاه کاراته می‌تواند راهی عالی برای ملاقات با دوستان جدید باشد.

he earned his black belt in karates last year.

او سال گذشته کمربند سیاه خود را در کاراته دریافت کرد.

practicing karates can help reduce stress.

تمرین کاراته می‌تواند به کاهش استرس کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید