kink community
جامعه کینک
kink-friendly
دوستدار کینک
kink play
بازی کینک
kink lifestyle
سبک زندگی کینک
a kink in the road.
یک پیچ غیرمنتظره در مسیر.
He had a kink about it.
او در مورد آن حساسیت داشت.
though the system is making some headway, there are still some kinks to iron out.
اگرچه سیستم در حال پیشرفت است، هنوز برخی از مشکلات وجود دارد که باید رفع شوند.
There are still a few kinks to be worked out of the plan before we start production.
هنوز چند مشکل جزئی وجود دارد که باید قبل از شروع تولید در طرح رفع شوند.
She enjoys exploring different kinks in her relationships.
او از کشف جنبه های مختلف در روابطش لذت می برد.
Communication is key to understanding each other's kinks.
ارتباط کلید درک جنبه های مورد علاقه یکدیگر است.
He has a kink for vintage cars.
او علاقه خاصی به ماشین های قدیمی دارد.
Their kink for spicy food led them to try new cuisines.
علاقه آنها به غذاهای تند باعث شد غذاهای جدید را امتحان کنند.
She enjoys reading about different kinks in psychology books.
او از خواندن در مورد جنبه های مختلف در کتاب های روانشناسی لذت می برد.
Their kink for adventure drives them to explore new places.
علاقه آنها به ماجراجویی آنها را به سفر به مکان های جدید سوق می دهد.
He has a kink for collecting rare coins.
او علاقه خاصی به جمع آوری سکه های کمیاب دارد.
Their kink for horror movies makes them enjoy watching scary films.
علاقه آنها به فیلم های ترسناک باعث می شود از تماشای فیلم های ترسناک لذت ببرند.
She has a kink for organizing events and parties.
او علاقه خاصی به سازماندهی رویدادها و مهمانی ها دارد.
Their kink for fashion trends leads them to experiment with different styles.
علاقه آنها به مد آنها را به آزمایش سبک های مختلف سوق می دهد.
I suppose there was some kink in Abraham.
من حدس میزنم مشکلی در مورد ابراهیم وجود داشت.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)An opportunity to work out the kinks ahead of the games.
فرصتی برای رفع مشکلات قبل از مسابقات.
منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021I agree there's a kink in the system, but look at me.
من موافقم که مشکلی در سیستم وجود دارد، اما به من نگاه کنید.
منبع: newsroomAww, did I put a kink in your master plan? I'm so sorry.
وای، آیا من در طرح اصلی شما مشکلی ایجاد کردم؟ خیلی متاسفم.
منبع: The Vampire Diaries Season 2Unsaturated fats, on the other hand, contain double bonds that create an irregular kink in their structure.
چربیهای غیراشباع از طرف دیگر حاوی پیوندهای دوگانه هستند که یک پیچیدگی نامنظم در ساختار آنها ایجاد میکند.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesUnfortunately, your uncle was a notorious tinkerer, and the system still had some kinks to work out.
متاسفانه، عموی شما یک تعمیرکار مشهور بود و سیستم هنوز هم مشکلاتی برای رفع داشت.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesPerhaps Eli Lilly's programme needs time to work out the kinks, or the pharmacy charged more on top.
شاید به برنامه الی لیلی زمان نیاز باشد تا مشکلات را رفع کند، یا داروخانه بیشتر هزینه دریافت کرد.
منبع: The Economist (Summary)First you want to moisturize these beautiful thick curls with a leave-in conditioner, which will also help detangle the kinks.
ابتدا میخواهید این فرهای ضخیم و زیبا را با یک نرمکننده بدون نیاز به آبکشی مرطوب کنید که به باز کردن گرهها نیز کمک میکند.
منبع: Focus on the OscarsThey are the kink of acts that you probably don't believe you're capable of doing.
آنها نوعی عمل هستند که احتمالاً فکر نمیکنید قادر به انجام آنها باشید.
منبع: Tales of Imagination and CreativityAnd that double bond can either lock the chain into a kink or lock it straight.
و آن پیوند دوگانه میتواند زنجیره را در یک پیچ یا مستقیم قفل کند.
منبع: Scishow Selected Seriesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید