lent money
وام داد
lent out
وام داده است
Lent is a time of self-denial.
Lent دورهای از خودداری از لذتها و تجملات است.
I lent him the books.
من کتابها را به او قرض دادم.
this lent colour and credibility to his defence.
این مسئله رنگ و اعتبار به دفاع او بخشید.
The dress lent charm to the girl.
لباس به دختر جذابیت بخشید.
He lent me the money at 5% interest.
او پول را با نرخ بهره 5% به من قرض داد.
They have lent out the car to some friends.
آنها ماشین را به چند دوست قرض دادهاند.
They lent all-out support to our factory.
آنها حمایت کامل خود را از کارخانه ما نشان دادند.
the air of desertion lent the place a sinister aspect.
فضای خالی و متروکه، به این مکان جنبهای شوم بخشید.
Is she good for the money that you lent her?
آیا او توانایی بازپرداخت پولی که به او قرض دادهاید را دارد؟
the pictures were lent to each museum in turn.
تصاویر به نوبت به هر موزه قرض داده شد.
the smile lent his face a boyish charm.
لبخند چهره او را با جذابیت پسرانه تزئین کرد.
John stiffly lent himself to her aromatic embraces.
جان به سختی خود را به آغوشهای معطر او سپرد.
Books and a fireplace lent a feeling of warmth to the room.
کتابها و یک شومینه حسی از گرما را به اتاق بخشیدند.
The rural environment lent itself to the restoration of his health.
محیط روستایی به بهبود سلامتی او کمک کرد.
I haven't got back the book I lent him.
هنوز کتابی که به او قرض داده بودم را پس نگرفتهام.
Her presence lent an air of respectability to the occasion.
حضور او فضایی از احترامپذیری به این مناسبت بخشید.
he lent his name and prestige to the organizers of the project.
او نام و اعتبار خود را به برگزارکنندگان پروژه اهدا کرد.
I lent him the money for old times’ sake.
من به خاطر خاطرات گذشته، پول را به او قرض دادم.
You are a nice friend, you won't even lent me $5!
تو یک دوست خوب هستی، حتی 5 دلار هم به من قرض نخواهی داد!
lent money
وام داد
lent out
وام داده است
Lent is a time of self-denial.
Lent دورهای از خودداری از لذتها و تجملات است.
I lent him the books.
من کتابها را به او قرض دادم.
this lent colour and credibility to his defence.
این مسئله رنگ و اعتبار به دفاع او بخشید.
The dress lent charm to the girl.
لباس به دختر جذابیت بخشید.
He lent me the money at 5% interest.
او پول را با نرخ بهره 5% به من قرض داد.
They have lent out the car to some friends.
آنها ماشین را به چند دوست قرض دادهاند.
They lent all-out support to our factory.
آنها حمایت کامل خود را از کارخانه ما نشان دادند.
the air of desertion lent the place a sinister aspect.
فضای خالی و متروکه، به این مکان جنبهای شوم بخشید.
Is she good for the money that you lent her?
آیا او توانایی بازپرداخت پولی که به او قرض دادهاید را دارد؟
the pictures were lent to each museum in turn.
تصاویر به نوبت به هر موزه قرض داده شد.
the smile lent his face a boyish charm.
لبخند چهره او را با جذابیت پسرانه تزئین کرد.
John stiffly lent himself to her aromatic embraces.
جان به سختی خود را به آغوشهای معطر او سپرد.
Books and a fireplace lent a feeling of warmth to the room.
کتابها و یک شومینه حسی از گرما را به اتاق بخشیدند.
The rural environment lent itself to the restoration of his health.
محیط روستایی به بهبود سلامتی او کمک کرد.
I haven't got back the book I lent him.
هنوز کتابی که به او قرض داده بودم را پس نگرفتهام.
Her presence lent an air of respectability to the occasion.
حضور او فضایی از احترامپذیری به این مناسبت بخشید.
he lent his name and prestige to the organizers of the project.
او نام و اعتبار خود را به برگزارکنندگان پروژه اهدا کرد.
I lent him the money for old times’ sake.
من به خاطر خاطرات گذشته، پول را به او قرض دادم.
You are a nice friend, you won't even lent me $5!
تو یک دوست خوب هستی، حتی 5 دلار هم به من قرض نخواهی داد!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید