midsummer

[ایالات متحده]/mɪd'sʌmə/
[بریتانیا]/ˌmɪd'sʌmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسط تابستان; انقلاب تابستانی

عبارات و ترکیب‌ها

midsummer night

شب یلدا

midsummer festival

جشنواره تابستانه

midsummer bonfire

آتش بازی تابستانه

celebrate midsummer

جشن گرفتن یلدا

midsummer solstice

وصله تابستانه

midsummer traditions

رسوم یلدا

midsummer day

روز یلدا

جملات نمونه

a midsummer night; midsummer showers.

یک شب تابستانی؛ بارش‌های تابستانی

this midsummer plenitude of fruits and vegetables.

این وفور میوه‌ها و سبزیجات در تابستان

It is particularly difficult to bear up against the midsummer heat in Wuhan.

تحمل گرماي تابستان در ووهان به ويژه دشوار است.

A freak of nature produced the midsummer snow.

یک اتفاق عجیب در طبیعت باعث بارش برف در اواسط تابستان شد.

Midsummer heat closed over the city.

گرماي تابستان شهر را در بر گرفت.

the fires are oriented in direct line with the midsummer sunset.

آتش‌ها در یک خط مستقیم با غروب تابستان قرار دارند.

Trying to sell overcoats in midsummer is a real mug's game.

سعی در فروش پالتوها در میانه تابستان یک بازی احمقانه است.

The midsummer sun parched the earth.See Synonyms at burn 1

آفتاب تابستان زمین را خشک کرد. به مترادف‌ها در burn 1 مراجعه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید