midsummer night
شب یلدا
midsummer festival
جشنواره تابستانه
midsummer bonfire
آتش بازی تابستانه
celebrate midsummer
جشن گرفتن یلدا
midsummer solstice
وصله تابستانه
midsummer traditions
رسوم یلدا
midsummer day
روز یلدا
a midsummer night; midsummer showers.
یک شب تابستانی؛ بارشهای تابستانی
this midsummer plenitude of fruits and vegetables.
این وفور میوهها و سبزیجات در تابستان
It is particularly difficult to bear up against the midsummer heat in Wuhan.
تحمل گرماي تابستان در ووهان به ويژه دشوار است.
A freak of nature produced the midsummer snow.
یک اتفاق عجیب در طبیعت باعث بارش برف در اواسط تابستان شد.
Midsummer heat closed over the city.
گرماي تابستان شهر را در بر گرفت.
the fires are oriented in direct line with the midsummer sunset.
آتشها در یک خط مستقیم با غروب تابستان قرار دارند.
Trying to sell overcoats in midsummer is a real mug's game.
سعی در فروش پالتوها در میانه تابستان یک بازی احمقانه است.
The midsummer sun parched the earth.See Synonyms at burn 1
آفتاب تابستان زمین را خشک کرد. به مترادفها در burn 1 مراجعه کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید